ورود اعضا   |  ثبت نام  |  وب میل امروز ۱۳۹۳/۸/۹ - ساعت 09:10 ب.ظ        
گفتگوی بر خط
●  -
مفاخر حقوقی  
دکتر ناصر کاتوزیان




۱-دوران تحصیلی:متولد: ۱۳۱۰. تهران «ناصر کاتوزیان» درکوچه در دار درخیابان رى به دنیا آمده است.خاندان کاتوزیان ازخانواده هاى کهن تهران است. نام خانوادگى اصلى آنها تهرانى بوده است که درزمان رضاشاه وقتى مجبور به دریافت شناسنامه مى شوند به دلیل علاقه به زبان اصیل پارسى، لغت «کاتوزیان» را از شاهنامه براى نام خانوادگى خویش اقتباس مى کنند و کاتوزیان به معناى پارسایان است."کاتوزیان گروهى بودند که تقریباً روحانیون دربار ساسانى را تشکیل مى دادند و درواقع طبقه باسواد زمانه خود بودند و از نفوذ فراوانى برخوردار بودند و چون خانواده ما خانواده اى روحانى بود. حتى عموى من قبلاً روحانى بود و بعدها به اجبار دربار عمامه ازسر برمى گیرند "دوران ابتدایى اش را در دبستان اقبال دوران دبیرستان را در دبیرستان علمیه طى مى کند . دکتر کاتوزیان با کلاس پنجم نظام قدیم رشته ادبی را دنبال و در همان رشته ادبى در ایران شاگرد اول مى شود و موفق به دریافت مدال درجه ۲علمى براى اولین بار در ایران مى شود. همین دریافت مدال مشوق او مى شود براى ادامه تحصیل.
او با انتخاب رشته حقوق تحصیلات خود را در دانشگاه ادامه مى دهد و در این رشته موفق به کسب مدال درجه یک علمى این رشته مى شود. با فوت پدر در سال دوم دانشگاه ضربه بزرگى به دکتر کاتوزیان وارد مى شود و این ضربه باعث مى شود تا او از رفتن به وزارت امورخارجه پشیمان شود و رشته قضا را انتخاب کند. پس از اتمام لیسانس حقوق از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵ در دادگسترى روزگار مى گذراند تا جایى که حتى به ریاست دادگاه اراک و مستشار دادگاه استان و معاون ادارى و حقوقى هم مى رسد، اما داشتن روحیه تحقیق و پژوهش از یک طرف و عشق و علاقه او به تدریس و همچنین مخالف خوانى هایش با دستگاه پهلوی از طرف دیگر سبب شد تا کنج خلوت تحقیق و تفحص را به دنیاى پراضطراب و جنجال دادگسترى ترجیح دهد و به دنیاى علم و آرامش نقل مکان کند
او در رشته حقوق در مقاطع مختلف تا دکترا همواره با عنوان شاگرد اولى فارغ التحصیل مى شود و رساله اش را در سال ۱۳۳۹ باعنوان «وصیت» به پایان مى رساند . پس از اتمام دوران دانشکده حقوق در مقطع لیسانس از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵ در دادگسترى روزگار مى گذراند و مشاغل مختلفى را تجربه مى کرد تا جایى که حتى به ریاست دادگاه اراک و مستشار دادگاه استان و معاون ادارى و حقوقى هم مى رسد، اما داشتن روحیه تحقیق و پژوهش از یک طرف و عشق و علاقه او به تدریس و همچنین مخالف خوانى هایش با دستگاه حاکم از طرف دیگر سبب شد تا کنج خلوت تحقیق و تفحص را به دنیاى پراضطراب و جنجال دادگسترى ترجیح دهد و به دنیاى علم و آرامش نقل مکان کند.

۲-سفرعلمی به خارج کشور:او به دفعات متعدد به کشورهاى فرانسه و انگلیس و آمریکا سفر مى کندو در آنجا غور و تفحص علمی بسیار مى کند. با این حال علاقه وافر او به فقه باعث مى شود تا مطالعات فراوانى را در این زمینه داشته باشد. همین امر باعث مى شود تا زبان عربى را به همان اندازه بداند که در زبان فرانسوى و انگلیسى متبحر شده بود.
در سال ۱۳۳۲ اولین مقاله استاد در مجله کانون وکلاى آن زمان به چاپ مى رسد و سلسله مقالاتش در این باره ادامه پیدا مى کند تا اولین کتاب او تحت عنوان<<وصیت >>همزمان با اتمام دوره دکترى به چاپ برسد. دکتر ناصرکاتوزیان اولین دانشجوى ایرانى است که موفق به اخذ مدرک دکتراى حقوق در ایران و دانشگاه تهران شده است. او در سال ۱۳۳۳ در سن ۲۳سالگى ازدواج مى کند که حاصل آن دو فرزند پسر است که یکى از آنها دکتراى روانشناسى بالینى دارد و در حال حاضر مقیم آمریکا است و دیگرى مهندس الکترونیک است و در همان دیار زندگى مى کند.

۳- آثارتالیفی وکتابهای ایشان:دکتر ناصر کاتوزیان ۴۳ جلد اثر تألیفى و تحقیقى دارد که برخى از آنها به ۹۰۰صفحه مى رسد مهمترین آنها عبارتند از: ۱ ـ عدالت قضایى (۲جلد) که مجموعه آرایى است که او در دوران قضاوتش جمع آورى کرده. ۲ ـ گامى بسوى عدالت (۲جلد) توصیفى از زندگى خود استاد است که تمام زندگى اش را گامى به سوى عدالت مى داند. این ۲کتاب شامل بیش از ۴۰مقاله اى است که او در مورد حقوق اساسى نوشته است. ۳ ـ مقدمه علم حقوق که هنوز در دانشگاههاى مختلف تدریس مى شود و بیش از چهل بار تجدید چاپ شده است. ۴ ـ فلسفه حقوق (۳جلد) گل سرسبد کتابهاى دکتر کاتوزیان. او این ۳جلد کتاب را بیش از همه آثارش دوست دارد. ۵ ـ حقوق مدنى: دکتر کاتوزیان بیش از ۲۰جلد کتاب درباب موارد مختلف حقوق مدنى از جمله خانواده، تعهدات، قراردادها، مسؤولیت هاى مدنى، ارث و وصیت و… نوشته است. ۶ ـ نظریه عمومى حقوق ۷ ـ کلیات حقوق ۸ ـ آزادى اندیشه و بیان: دکتر کاتوزیان این کتاب را به سفارش سازمان ملل متحد در مورد آزادى اندیشه و بیان در ایرانانجام داده است. درتدوین اولین قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز نفش داشته است

۴-توصیه های دکتر کاتوزیان:

۱-جمله اى کوتاه، پرمغز و ماندنى. حکایت آینه و جوان و پیر و خشت خام. «به جوانها مى گویم اگر از چیزى عصبانى هستید مراقب باشید، میراث گرانبهاى چندین و چندساله پدرانتان را از روى عصبانیت به زمین نزنید...» که منظور فقه وحقوق اسلامی است.و این تمام پختگى و حوصله پیرمردى سفیدموى و مرتب را نشان مى دهد که شمرده شمرده سخن مى گوید و هیچ عجله اى براى گفتن ندارد. دکتر ناصر کاتوزیان حالا درآستانه ۷۳سالگى است. با آنکه جدى است اما مهربانى و شفقت در چشمانش موج مى زند. متین، صبور، مؤدب و خوش سخن و البته آراسته
آیا او به آرزویش رسیده؟ در جواب این پاسخ چیزى جز لبخند از دکتر ناصر کاتوزیان نخواهید شنید. او رسیدن به آرزو را به مثابه توقف مى داند. مى گوید «وقتى میکل آنژ مجسمه «پتیا» را ساخت و در کلیسا خیلى مورد توجه قرار گرفت، خودش گریه مى کرد. وقتى از او پرسیدن چرا گریه مى کنى؟ گفت: براى اینکه این پایان کار من است. چون از این کار خوشم آمده.» و این گفته کاتوزیان نشان دهنده تلاش او براى نگه داشتن روحیه نارضایتى از خود و طلبگى است.

۲-بزرگترین معضل نظام حقوقى ما چیست؟ خیلى از حقوقدانها کارایى خود را از دست داده اند؟ دکتر کاتوزیان فراموش شدن جامعه از سوى حقوقدانان را عامل عمده نقصان مى داند و مى گوید «آنها فکر مى کنند همه چیز در قانون باید گفته شود و منبعث از قانون است، درحالى که حقوق غیر از قانون است. قانون بخشى از حقوق رسمى است که توسط قوه مقننه و مجریه وضع مى شود، ولى این اندیشه ها هستند و جامعه و سازمانهاى اجتماعى که حقوق را مى سازد و زمینه هاى اصلى اش را فراهم مى کند.»

۳- دلیل عقب ماندگى ما از کاروان تمدن : دکتر کاتوزیان دو دلیل را علت عقب ماندگى ما از کاروان تمدن و چسبندگى بیش از اندازه مان به قانون مى داند.
اول) عجز از شناخت معنای واقعی فقه: حقوق ما نتوانسته است معناى واقعى فقه را بشناسد و همین ضعف عمده به قوانین ما سرایت کرده است و فکر مى کنیم همه چیز باید در قانون باشد و همه چیز را قانون به ما بگوید. در واقع ما فراموش کرده ایم که عرف و عادت و هنجارهاى اجتماعى و نیازهاى آن نیاز مبرم به مراجعه ما به قوانین فقهى و بررسى دوباره آنها دارد. ضمن آنکه این عوامل خود نیازهایى را به وجود مى آورد که این نیازها موجب به وجود آمدن قواعدى مى شود که حتى دولتها را مجبور به وضع قانونى آنها مى کند. او در این باره مى گوید «درست است که دولتها مقتدر هستند.اما این اقتدار کاملاً ظاهریست و دولت از اطراف تحت فشارهاى متعدد اجتماعى است که بخش عمده اى از آنها منبعث از نیازهاى اقتصادى و حتى سنتها واخلاق و مذهب است و این ها در واقع در حال مبارزه با یکدیگرند. قانونى که وضع مى شود نتیجه پیروزى یکى از این فشارها بر سایر نیروها است. ما فراموش کرده ایم که قوه قضاییه مى تواند در قلمرو قوانین و تفسیر آنها خود کارگزار باشد.» در واقع از نظر دکتر کاتوزیان دلیل اول عقب ماندگى نظام حقوقى ما از نیازهاى امروز سنت گرایى شدید است که در ما وجود دارد و اجازه خلاقیت و تصمیم گیرى نمى دهد.
دوم )تقلید کورکورانه ازغرب و عقب ماندگى: «ما از نظر نظام ادارى و حقوقى خیلى تحت تأثیر نظام حقوقى فرانسه قرار گرفتیم. آنها براى حقوق مدنى بعد از ناپلئون همین ارزش و تقدس را قائل بودند ولى حالا این طور نیست و آنها از این حیث خود را نو و مدرن کرده اند و ما همچنان و همان سر کلاه آى با کلاه مانده ایم.» او معتقد است «حقوقدانان حتماً باید با این شیوه هاى کهنه و منسوخ مبارزه کنند و نداى عدالت و نداى وجدان و آن عرفان حقوقى را که به هرکسى که حقوقدان هم نیست اما وقتى یک قضیه حقوقى پیش او مطرح مى شود مى تواند تشخیص دهد که عدالت کدام طرف است را بیشتر مد نظر قرار دهند و به آن توجه بیشترى بکنند

۴- فلسفه وهدف علم حقوق چیست؟:دکتر کاتوزیان مى گوید: «هدف حقوق و تمام زیر و بم آن اجراى کامل عدالت و مصونیت جامعه از ظلم و بى عدالتى است.» او علت اصلى ماجراى مشروطیت را هم در همین نکته مى بیند و مى گوید : «عموى من یکى از سران اصلى مشروطیت بود و از او یادداشتهاى متعددى به دست من رسیده که آن را در کتابى تحت عنوان «برداشتهایى راجع به تاریخ مشروطیت» به چاپ رسانده ام. در آنجا در مقدمه اش نوشته ام که انقلاب مشروطیت در واقع قیامى براى دموکراسى خواهى نبوده است بلکه حکومت عادل مى خواسته اند و عدالتخانه.» او علت اصلی قیام مشروطیت را آراى متضاد قضات آن و فساد شدیدى که در دستگاه قضاى آن دوران رخنه کرده بود مى داند.

۵-آزادی اندیشه علمی : دکتر کاتوزیان در باره آزادى مى گوید:«آدمى اگر نتواند آنگونه که مى اندیشد افکارش را بیان بکند و اصلاً جرأت بیان فکرش را نداشته باشد در بحث آزادى و عدالت همچنان در خم اول این وادى باقى خواهیم ماند و این حاصل نمى شود مگر زمانى که هر کس هر آنچه مى اندیشد را بیان کند و برخورد اندیشه ها براثر همین اصل پیش پا افتاده میسر گردد. او مى گوید: «در همین حقوق موانع فراوانى براى آزاد اندیشى وجود دارد و تا این موانع از سر راهش برداشته نشود پاى نظام حقوقى ما همچنان مى لنگد.»



 لینک برخی مقالات ایشان:

حقوق و عدالت (24 صفحه - از 34 تا 57)

مجلات : فلسفه، کلام و عرفان » نقد و نظر » بهار و تابستان 1376 - شماره 10 و 11 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

فلسفه فقه (42 صفحه - از 494 تا 535)

مجلات : فلسفه، کلام و عرفان » نقد و نظر » پاييز 1376 - شماره 12 »

مصاحبه شونده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

ارزش سنت و جذبه عدالت در توارث همسران (25 صفحه - از 33 تا 57)

مجلات : فلسفه، کلام و عرفان » نقد و نظر » زمستان و بهار 1377 و 1378 - شماره 17 و 18 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

تحول نهاد وقف و دورنمای آینده آن، مطالعه تطبیقی- تاریخی (25 صفحه - از 307 تا 331)

مجلات : فلسفه، کلام و عرفان » نقد و نظر » زمستان و بهار 1378-1379 - شماره 21 و 22 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

نقد قانون گرایی افراطی (17 صفحه - از 490 تا 506)

مجلات : فلسفه، کلام و عرفان » نقد و نظر » تابستان و پاييز 1379 - شماره 23 و 24 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

ستایش قرارداد یا اداره آن (24 صفحه - از 266 تا 289)

مجلات : فلسفه، کلام و عرفان » نقد و نظر » زمستان 1379 و بهار 1380 - شماره 25 و 26 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

نقد قانون گرایی افراطی (5 صفحه - از 56 تا 60)

مجلات : علوم سیاسی » بازتاب اندیشه » خرداد 1380 - شماره 15 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

مبنای حقوقی انفساخ عقد جایز در اثر مرگ و حجر یکی از دو طرف (10 صفحه - از 127 تا 136)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » دي 1369 - شماره 25 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

جایگاه حقوق اسلامی در نظم حقوقی (32 صفحه - از 41 تا 72)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » بهار 1376 - شماره 36 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

معمای تجدید نظر در احکام و تعارض نیروهای اجتماعی (16 صفحه - از 3 تا 18)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » پاييز 1376 - شماره 38 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

ارزش سنت و جذبه عدالت در توارث همسران (26 صفحه - از 93 تا 118)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » بهار 1377 - شماره 39 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

عصر تجربه و حقوق تجربی/ اصول جبران خسارت در نظام حقوقی آمریکا (14 صفحه - از 87 تا 100)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » پاييز 1377 - شماره 41 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

خطای ورزشی و مسؤولیت ورزشی (22 صفحه - از 37 تا 58)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » بهار 1378 - شماره 43 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

نقدی تحلیلی بر قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 26/5/1376 (16 صفحه - از 43 تا 58)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » پاييز 1378 - شماره 45 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

تحول نهاد وقف و دورنمای آینده آن (24 صفحه - از 71 تا 94)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » تابستان 1379 - شماره 48 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

نقد قانونگرایی افراطی/ متن سخنرانی در دانشگاه اصفهان (بهار 1379) (18 صفحه - از 187 تا 204)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » پاييز 1379 - شماره 49 »

سخنران: کاتوزیان، امیر ناصر

 

ستایش قرارداد، یا اداره قرارداد (26 صفحه - از 111 تا 136)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » تابستان 1380 - شماره 52 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

کارشناسی؛ علم و تجربه در خدمت عدالت (26 صفحه - از 317 تا 342)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » زمستان 1382 - شماره 62 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

سهم عدالت در قضاوت (18 صفحه - از 359 تا 376)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » زمستان 1382 - شماره 62 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

ماهیت و اثر اماره حقوقی (30 صفحه - از 125 تا 154)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » تابستان 1383 - شماره 64 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

حمایت از زیان دیده و مسؤلیت تولید کننده در حقوق فرانسه (20 صفحه - از 179 تا 198)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » تابستان 1384 - شماره 68 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

سیاست قضایی و دفاتر اسناد رسمی (18 صفحه - از 279 تا 296)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » تابستان 1384 - شماره 68 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر

 

تفسیر قرارداد (32 صفحه - از 277 تا 308)

مجلات : حقوق » دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » زمستان 1384 - شماره 70 »

نويسنده: کاتوزیان، امیر ناصر










دکتر حسن امامی


مجموعه پنج جلدی دوره حقوق مدنی، نام مرحوم دکتر سید حسن امامی را در ذهن هر دانشجو و دانش آموخته حقوق در کشور ماندگار ساخته است. بیان سلیس و روان به همراه بهره گیری از مثالهایی محسوس و پیوند دادن مباحث حقوق موضوعه با


دکتر سید حسن امامی در سال 1281 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد. پدرش امام جمعه و جماعت بود و به همین دلیل پس از تحصیلات مقدماتی در مدرسه پروکیمنیاژ که توسط روسها اداره می شد، برای فراگیری علوم فقهی و دینی، ادبیات عرب، منطق و سایر علوم به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و به درجه اجتهاد نائل شد. پس از مدتی به منظور فراگیری علم حقوق نوین به سوئیس رفت (1307). پس از پنج سال اقامت و تحصیل در رشته حقوق خصوصی در دانشکده حقوق دانشگاه لوزان، در سال 1312 با ارائه رساله خود با عنوان "اساس قضائی مهر در فقه شیعه اسلامی" موفق به اخذ درجه دکترای حقوق شد.
در سال 1313 به ایران بازگشت و در مدرسه عالی حقوق و دانشکده معقول و منقول به تدریس تاریخ حقوق و حقوق اسلام پرداخت. در سال 1317 در تشکیلات دادگستری نوین به شغل قضائی منصوب شد. در سال 1323 ریاست کل دادگاههای شهرستان تهران را برعهده گرفت و در سال 1317 در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به تدریس حقوق ثبت اسناد و اصول محاکمات حقوقی در مقاطع مختلف پرداخت. در سال 1336 دروس حقوق مدنی و شرح قانون مدنی، به درخواست دانشجویان که به کتابهای مدون حقوق مدنی دسترسی نداشتند، برای تهیه کتابی در این زمینه به لوزان سوئیس سفر کرد. با فراغتی که در این سفر به دست آورد، شش جلد کتاب حقوق مدنی را بر اساس یادداشت ها، جزوه ها، کتابهای فقهی و حقوقی و منابع دیگر به رشته تحریر در آورد. این کتابها تاکنون بارها تجدید چاپ شده و هنوز هم یکی از اصلی ترین مراجع و منابع تدریس، مطالعه و تحقیق در دروس دانشگاهی حققو مدنی و دوره های کاربردی حقوق (کارآموزی وکالت دادگستری، مشاوره حقوقی و قضاوت) به شمار می آید.

 


دکتر امامی پس از سالها تدریس و ریاست گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و انتخاب شدن به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران در سال 1346، به درخواست خود بازنشسته شد (1347) اما گاهی در دانشکده حقوق دانشگاه ملی سابق ( شهید بهشتی کنونی ) تدریس می کرد.
دکتر سید حسن امامی در سال 1358 پس از سالها تلاش و ممارست در عرصه آموزش حقوق بویژه حقوق مدنی ایران، بر اثر بیماری سرطان و در حالی که ماههای آخر عمر قادر به تکلم نبود و در اغما به سر میبرد، چشم از جهان فرو بست. پیکر این عالم برجسته و چهره ماندگار حقوق ایران در سوئیس به خاک سپرده شده است. یادشان گرامی باد.










دکتر جعفری لنگرودی :


تولد ۱۳۰۲ لنگرود

- فراگیرى علوم دینى و عربى و ادبیات عرب در حوزه هاى علمیه مشهد

- اخذ دكتراى حقوق از دانشكده حقوق دانشگاه تهران

- تجربه سال ها قضاوت در دادگسترى هاى ایران

- بیش از ۳۰ سال تدریس در دانشكده حقوق دانشگاه تهران

- اولین نویسنده دایرةالمعارف حقوقى ایران در ۵ جلد

- اولین نویسنده فرهنگ حقوقى در ایران

- رئیس دانشكده حقوق و علوم سیاسى

- اولین نویسنده ترمینولوژى حقوق در ایران

- برخى از آثار تألیفى وى عبارتند از: كامل المیزان، التقریب الى حاشیه التهذیب، اصول فلسفى حقوق در فلسفه حقوق، شخصیت معنوى حافظ، تأثیر اراده در حقوق مدنى، تاریخ حقوق ایران، مقدمه عمومى علم حقوق، رهن و صلح، وصیت، مكتب هاى حقوقى در حقوق اسلام، حقوق ثبت، حقوق اموال، دایرةالمعارف علوم اسلامى و...
تمام آنها كه در عالم حقوق دستى بر آتش دارند و یا حقوق خوانده اند یا حقوق مى دانند و یا استاد حقوق هستند و یا وكیل مدافع و حتى قاضى مى دانند. محمدجعفر جعفرى لنگرودى كیست؟ و البته همگى او را به واسطه آثار نفیس و گرانبهایش مى شناسند. شاید لقب «دهخداى حقوق» دادن به محمدجعفر جعفرى لنگرودى پربیراه نباشد. چه جعفرى لنگرودى بیش از هر چیز دغدغه گردآورى فرهنگ حقوق و دانشنامه حقوقى را داشته است و به همین دلیل در آثار او مى توان كتاب هاى چند جلدى نظیر «دانشنامه حقوقى»، «ترمینولوژى حقوق»، «فرهنگ حقوق» و «دایرة المعارف حقوق تعهدات» را یافت كه تلاش عظیم و درخورى براى گردآورى واژگان، اصطلاحات، تعاریف و قواعد و قوانین حقوقى است.
مرورى در این كتاب ها نشان دهنده عزم استوار و جزم ثابت نویسنده آنهاست. شاید برخى از این كتاب ها بیش از ۳۰ سال از عمر او را به خود اختصاص داده باشد و از همین روست كه جد و جهد جعفرى لنگرودى آدمى را به حیرت وامى دارد كه چطور این محقق صبور و استاد اندیشمند این همه سعه صدر و تحمل براى یافتن تمام زوایاى هر كدام از واژگان و اصطلاحات حقوقى به كار برده است.
محمدجعفر جعفرى لنگرودى متولد سال ۱۳۰۲ شمسى است و از نام خانوادگى اش مى توان حدس زد كه او اهل لنگرود است. پدرش با آنكه روحانى بود به كار كسب و تجارت اشتغال داشت و ترجیح مى داد كه از آن رهگذر، امرار معاش كند. خود لنگرودى درباره پدرش مى گوید: «خطى بسیار خوش داشت و گاه شعر مى سرود، اما این یكى را از ما پنهان مى داشت. از كسب و بازرگانى محدود معاش مى گذراند. علاقه او به ادبیات فارسى او را بر آن داشت تا یك روز خمسه نظامى را به دست گیرد و به سوداى آنكه سواد فارسى به من بیاموزد، مرا فرا خواند. در حالى كه هنوز الفبا را نمى شناختم، گفت: بنشین و بخوان! گفتم: چگونه باید بخوانم؟ گفت: از روى این كتاب، من مى خوانم و تو هرچه را كه مى گویم، بگو! آنگاه گفت:
بسم الله الرحمن الرحیم
هست كلید در گنج حكیم
فاتحه فكرت و ختم سخن
نام خداى هست در آن ختم كن
مبدع هر چشمه كه جودیش هست
مخترع هر چه وجودیش هست
من گفتار او را چند بار تكرار كردم تا از بر شدم. به این ترتیب اندكى نگذشت كه از روى خمسه حكیم نظامى گنجوى سواد فارسى را بدون آموختن الفبا از پدر یاد گرفتم و از حوصله مجنون عامرى (قهرمان داستان لیلى و مجنون) درس حوصله و بردبارى آموختم.
پدر لنگرودى او را خیلى زودتر از آنچه كه مرسوم بود به فرهنگ و ادب واداشته بود. چنانكه زودتر از زود او را راهى دبستان و دبیرستان كرد و سپس به دانشسراى مقدماتى كه در آن زمان به تازگى در رشت تأسیس شده بود، فرستاد. جعفرى پس از مدتى تحصیل در دانشسرا رهسپار مشهد مقدس شد و در آنجا به فراگیرى فرهنگ زبان عربى و ادبیات عرب پرداخت.
در این باره خودش مى گوید: با ورود به دانشسراى مقدماتى، مادر و پدر زود از این جهان دیده بربستند و من كه به شرح حال دانشمندانى چون ابوعلى سینا و ابوریحان بیرونى و سعدى و حافظ و مولوى و دیگر بزرگان در كتابخانه پدرم انس گرفته بودم، پس از وفات پدرم به تماشاى مدرسه هایى رفتم كه آن مردان بزرگ را پرورده بود. خاك طوس را مى دیدم كه مردان علم و هنر و ادبا و نویسندگان خراسان بر آن، گام نهاده بودند. من آنها را با چشم خود مى دیدم.
او سپس ادامه مى دهد: «بدون اینكه به آینده معلوم بیندیشم ناگهان خود را در تلاش سهمگین علم و ادب دیدم. دیرى نگذشت كه جوانان پرشور و پاكدل را گرداگرد خود مشاهده كردم. چراغ نفت سوز اتاق من دیرتر از هر چراغى خاموش مى شد. نیمه هاى شب بر مى خاستم و از خداوند براى پیشرفت علم، یارى مى جستم.»
جعفرى لنگرودى پس از دانش اندوزى وسیع در حوزه مشهد در سال ۱۳۳۱ شمسى به تهران رفت و با برخوردارى از فضل بسیار وارد دانشكده حقوق شد و به تحصیل در رشته حقوق قضایى پرداخت. بهتر است مرور این ایام از عمر او را با نثر شیواى خودش بخوانیم:
«سحرگاهان پیش از آنكه از خواب برخیزم شاگردانم در هواى یخبندان، زیر برف با یكدیگر زمزمه مى كردند و منتظر بودند كه در اتاق باز شود و حلقه درس را تشكیل دهند، در اتاقى سرد با دلى گرم، بر فرش بوریا، در عرش صفا.
اما افسوس كه آن همه صفا به هوا رفت و آن جمع جوانان، دچار تفرقه شدند و به سفرى دور و دراز بدرقه ام كردند. استاد سالخورده من مى دانست كه چگونه رنج گران این سفر را باید بر دوش كشم. بى آنكه از او چیزى بخواهم چون مى دانست كه بار سفر بسته ام و دیگر اورا نخواهم دید، «قوه قدسیه» را بر بساط سفر من نهاد و مرا به اجازه اى، افتخار داد (۱۳۳۰ ه-) تا آن رنج گران و بار سفر بر من آسان گرداند. خدایش غرق رحمت كند.»
و جعفرى لنگرودى از این پس بود كه از روزن دانشكده حقوق دانشگاه تهران به افق دانش غرب، سر كشید و به قدر توانایى خود مشغول ترجمه كتب حقوقى فرانسه شد. چهره انسانى غرب در افق علوم، ملكوتى و قابل تحسین بود. اما او هرگز فكر نمى كرد كه روزى رضا به قضا دهد و به خدمت قضا درآید. خودش مى گوید: یك سال از پذیرش این حرفه سرباز زدم لكن به ضرورت معاش و اندرز دوستان و ممانعت اهل حسد از ورود به دانشگاه تهران، به قبول آن ناگزیر شدم.»
جعفرى لنگرودى رشته حقوق را تا درجه اخذ دكترا در سال ۱۳۳۹ به پایان برد و رساله دكترایش با عنوان «تأثیر اراده در حقوق مدنى» در سال ۱۳۴۰ منتشر شد. از استادان و مربیان او مى توان به كسانى چون شیخ هاشم قزوینى كه نزد او سطح و خارج را آموخته بود اشاره كرد. همچنین او ادبیات را نزد مرحوم ادیب نیشابورى (ادیب ثانى) به كمال آموخت. وى صرفنظر از استادى در ادبیات عرب و فارسى از ذوق و قریحه شاعرى نیز برخوردار است كه میراث پدر عالم و فرزانه اش است و خود اشعارى نیز مى سراید.


یكى از اتفاقات مهم زندگى جعفرى لنگرودى همان اجبار كردنش به قضاوت بود. اجبارى كه برایش توفیق فراوانى همراه داشت. خودش مى گوید: «در كشاكش اصحاب دعوى و وكیل و تلاطم اوراق پرونده و دلیل، مشاهده شد كه جاى كتاب هاى علمى درباره حقوق نظیر دانشنامه حقوق در میدان زندگى مردم سرزمین ما تهى است و مردان علم باختر، طى این طریق به چابكى و دلاورى و چیرگى كرده اند و حال آنكه ما اندر خم یك كوچه مانده ایم. بیشتر مردم ما به تكذیب دانش شرق و تعریف سطحى علوم غرب، سرگرم شده و از عمق هر دو بى خبر.
به این ترتیب بود كه جعفرى لنگرودى، دامن همت به كمر زد و بنیان اولین دایرة المعارف حقوقى را از سال ۱۳۳۶ پى نهاد. نهالى كه در سال ۱۳۵۸ برآمد و میوه شد. چنانكه او براى دیدن محصول باغ زندگى علمى اش رقعه بر رقعه نهاد و این مرقع شرقى و غربى را فراهم آورد. خودش درباره این ۲۲ سال عمرش مى گوید: «در این مدت از تتبع و تحقیق نیاسودم.» و بالاخره او پس از عمرى دراز توانست رقم گرانبهایى بر فرهنگ ایران زمین بزند كه بر جبین شخصیت ایرانى نقشى تازه از وقار مى توان دید.
جعفرى لنگرودى در تمام این سال ها علاوه بر قضاوت و تحقیق از تدریس و تربیت شاگردان بنام غافل نماند و بیش از ۳۰ سال از عمر خود را صرف تدریس و تعلیم نمود.
چنانچه آمد، یكى از مهمترین آثار جعفرى لنگرودى، كتاب ارزشمند «دایرة المعارف حقوقى» است. در این كتاب فقط از حقوق شكلى بحث شده است و آنچه كه مورد بررسى قرار گرفته است، ادله اثبات دعوى و امارات و فرض قانونى و اصول عملیه و دعاوى و مسائل ثبتى است. او درباره معیارى كه براى تشخیص عناوین راجع به حقوق شكلى به كار برده، مى گوید: «زیر واژه «ثبوت و اثبات» مى توان آن معیار را احساس كرد، در تشریح این واژه، نظر بر آن بود كه معیار انتخاب عنوانها براى بررسى در یك دایرة المعارف حقوق شكلى، به دست داده شود.»
او معتقد است: «حقوق شكلى همچنان كه در زمینه مسائل حقوق خصوصى به كار مى رود و براى اثبات مسائل حقوقى از آن بهره مى گیرند، در قلمرو مسائل كیفرى نیز مى توان از نوع دیگر حقوق شكلى بهره گرفت.» به همین دلیل هم هست كه او پنج جلد تمام را به دادرسى مدنى و ادله اثبات دعاوى مدنى اختصاص داده است.
جعفرى لنگرودى مى گوید: «در قلمرو حقوق شكلى، استدلال، نقش اساسى دارد، به طورى كه اگر كسى یك دور این مجلدات را دانسته از نظر بگذراند، در پایان كار، صنعت استدلال حقوقى را فرا خواهد گرفت.»
او كه سالیان دراز شاگرد مكتب فلاسفه بوده است، با استمداد از فلسفه و منطق، در پایه گذارى مطالب كتاب دایرة المعارف حقوقى، كوشش فراوان كرده و اساس صنعت استدلال حقوقى را تا آنجا كه میسر بوده است، در این ۵ جلد استوار كرده است. خودش مى گوید: «پرده از یك رمز علمى باید برداشت و آن این است كه روزى ممكن است صاحبان همت به نوشتن منطق حقوق، اقدام كنند. براى نوشتن چنین منطقى هم از نظر مصالح كار و هم از نظر مثالهاى عملى و عینى، مطالعه مكرر مجلدات كتاب دانشنامه حقوقى ضرورت خواهد داشت.» پیروى از همین اندیشه بود كه او را واداشت كه به اختصار از ارزش منطق ارسطو در صفحه ۴۱۱ جلد ۵ دایرة المعارف حقوق اش صحبت كند.
كتاب ۵ جلدى دایرة المعارف حقوقى، اولین دایرة المعارف حقوقى ایرانى است. بنابراین، ممكن است دچار برخى لغزش ها نیز شده باشد. چنانچه خود جعفرى لنگرودى مى گوید: «كسى كه اولین بار در كشورش دست به نوشتن دایرة المعارف حقوقى یا پزشكى و یا غیره مى زند، دشوارترین كارهاى او انتخاب عنوانهایى است كه باید درباره آنها جداگانه تحقیق كند. نوشتن یك كتاب لغت معمولى ازاین جهت، دشوار نیست، زیرا قبلاً به مقدار زیاد، دیگران كتب لغت نوشته اند و عنوانها را گردآورى كرده اند. براى تهیه آن عنوانها و نهادن آنها به طور هجایى، قیچى عامل مؤثر است. اما در اثر حاضر باید مؤلف با حوصله بسیار، عنوانها را براى نخستین بار گرد آورد. در این راه به عنوانهایى بر مى خورد كه قبلاً مؤلفان درباره آنها از یك صفحه تا یك جلد كتاب نوشته اند. مثلاً استصحاب، عنوانى است كه درباره آن كتابها نوشته اند. پس این عنوان مهار شده از قبل است كه از راه نوشتن، كتاب، مسائل آن، به هر صورت و به هر شكل مهار شده و در خدمت خلق ما قرار گرفته است، اما اكثر عنوانهایى كه در فهرست عمومى در پایان جلد پنجم مى بیند، عنوانهاى مهار شده نبوده است. یعنى تا این لحظه كسى یك صفحه درباره مسائل مربوط به این عنوانها ننوشته است.»
و اما نظر جعفرى لنگرودى درباره حقوق. او مى گوید: «حقوق باید در خدمت عدالت باشد. اگرچه در میدانهاى آزاد حقوقى به ترجمه بسیارى از متون قوانین، نیاز هست (مانند قوانین تابعیت، بیمه، حقوق بحرى و غیره)، اما تنها این ترجمه ها نمى تواند ما را در راه اجراى عدالت یارى دهد. بناى كاخها و مجسمه ها و تظاهراتى از این دست، هرگز هویت دادگسترى جدید را خلق نمى كند. تلاشهاى علمى گسترده و طولانى صاحبان همت در علوم و عاشقان عدالت مى تواند شناسنامه دادگسترى جدید را به دست دهد.»
جعفرى لنگرودى همواره امیدوار بوده است كه عدل و انصاف در این سرزمین بزرگ و فلات گرم و سوزان جارى باشد. چه او معتقد است: «عدل و انصاف، بیشتر از آب رودخانه ها و نهرها و چشمه سارها مى تواند به سرسبزى و خرمى یك كشور كمك نماید و نقش خنده بر لبها و گونه هاى خلق بنشاند.»






دکتر علی حسین نجفی ابرندآبادی، تخصص جرم شناسی و سیاست جنایی





▪متولد ۱۳۳۱

▪ دریافت مدرك كارشناسی حقوق، دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ۱۳۵۳

▪عزیمت به فرانسه برای ادامه تحصیل

▪دریافت مدرك كارشناسی ارشد علوم جنایی (جرم شناسی و كیفر شناسی) دانشگاه پاریس ۲

▪تغییر رشته و ادامه تحصیل در رشته علوم سیاسی

▪ اخذمدرك كارشناسی ارشدعلوم سیاسی (مطالعات سیاسی) دانشگاه پاریس ۲

▪ دریافت دكترای سیكل سوم حقوق ـ گرایش جامعه شناسی جنایی ـ دانشگاه پو ( pau) فرانسه

▪ دریافت دكترای دولتی حقوق ـ گرایش سیاست جنایی ـ دانشگاه پو (pau)فرانسه

▪تألیف بیش از ۲۰ مقاله به زبانهای انگلیسی و فرانسه و ۴۰ مقاله به زبان فارسی

▪بازگشت به ایران و اشتغال به تدریس در دانشگاه شهید بهشتی

▪ دانشیار دانشكده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

▪رئیس زمینه های بزهكاری اطفال، كیفرشناسی، جرم شناسی، جامعه شناسی جنایی، سیاست جنایی، تاریخ حقوق كیفری و...

▪برخی از آثار او عبارتند از: دانشنامه جرم شناسی به همراه آقای حمید هاشم بیگی، تقریرات، مباحثی در علوم جنایی، دفاع اجتماعی، مارك آنسل به همراه جناب دكتر آشوری، كیفر شناسی، برناربولك، تاریخ اندیشه های كیفری، ژان پرادل، نظام های بزرگ سیاست جنایی، میری دلماس مارتی ، درآمدی به سیاست جنایی ـ كریستین لازرژ، سیاست جنایی ـ كریستین لازرژ، جرم شناسی ـ ژرژپیكا

اقتصاد آزاد در گذشته متكی بر اصل «بگذارید تجارت آزاد باشد»، «بگذارید ثروت جریان آزاد پیدا كند» بوده است. مدت زمان زیادی است كه این نوع اقتصاد، دچار تغییراتی شده و سرمایه داری به صورت یك نوع سرمایه داری واحدهای بزرگ درآمده است. رقابت سرسام آوری كه شركتهای تجاری و صنعتی با هم می كنند، موجبات تجمع و ادغام روز افزون آنها را فراهم می آورد، كه این خود ضربه مهلكی است بر ضعیف تران. مؤسساتی كه فعالیتشان با موفقیت همراه است، مؤسساتی هستند كه مانند آدمخوران، دیگر مؤسسات را به خود جذب كرده و از میان می برند. ما در زمانی به سر می بریم كه كنسرسیوم های بزرگ به راحتی كارخانجات كوچك را باز خرید می كنند. تجارت و معاملات كوچك به وسیله فروشگاه های زنجیره ای تهدید می شود. دیگر جایی برای پیشه ور و صنعتكار وجود ندارد. اگر دفاع و جانبداری از آنان تشدید نشود، بزودی از بین خواهند رفت. كشاورزان اگر به قطعه زمین كوچكی قناعت كنند، احتمال از میان رفتن و نابود شدن برای آنان زیاد است. رقابت اقتصادی یك نوع جنگ است. ایده ای كه به موجب آن شخص قویتر و ثروتمندتر در اجتماع امروزی برنده است، اساس و پایه دموكراسی آزاد را فرسوده و نابود می كند» این یادداشت بخش هایی از مقاله بلند ژاك لئوته درباره خشونت است كه علی حسین نجفی ابرند آبادی در دهه ۵۰ یعنی زمانی كه دانشجوی دوره دكتری حقوق در دانشگاه پاریس بوده، به فارسی برگردانده است. نجفی ابرندآبادی در این سی سالی كه از آن دوران گذشته، روحیه كنجكاو و جستجو گر دانشجویی اش را حفظ كرده و چه بسا گسترش و تعمیق بخشیده است.

ابرند آبادی متولد ۱۳۳۱ است. پس از پایان تحصیلات متوسطه، به دانشگاه تهران رفته و تا اخذ كارشناسی حقوق از دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تحصیل در ایران را پی گرفته است. پس از آن بلافاصله راهی فرانسه می شود تا در جایی كه گمان می برد مهد مبانی نظری رشته مورد علاقه اش است، به ادامه تحصیل بپردازد. علی حسین جوان كارشناسی ارشد علوم جنایی یا جرم شناسی و كیفر شناسی را از دانشگاه پاریس دریافت می كند و با گرایش تحصیلی جدید؛ مدرك كارشناسی ارشد مطالعات سیاسی را نیز از این دانشگاه می گیرد. ابرند آبادی در این دوران، آنچنان شیفته تحصیل و علم آموزی است كه میان مقاطع تحصیلی اش وقفه ای نمی افتد و بلافاصله بعد از كارشناسی ارشد، در دانشگاه پو فرانسه، دانشجوی دكترای سیكل سوم حقوق با گرایش جامعه شناسی جنایی می شود. او بعد از دریافت این دكترا، از این دانشگاه موفق به اخذ درجه دكترای دولتی حقوق با گرایش سیاست جنایی نیز شده است. پس از پایان تحصیلات، او كه میل جدی برای تطبیق یافته های علمی خویش با زادگاهش داشته، به ایران باز می گردد و همزمان با پژوهش و تحقیق، تدریس در دانشگاه را آغاز می كند. ابرند آبادی بیش از دو دهه است كه به تدریس زمینه های آموزشی بزهكاری اطفال، كیفرشناسی، جرم شناسی، جامعه شناسی جنایی، سیاست جنایی، تاریخ حقوق كیفری و... سرگرم و اكنون دانشیار دانشكده حقوق دانشگاه شهید بهشتی است. زمینه مشاوره او نیز در طول این سالها منطبق بر دانشی كه آموخته؛ كیفر شناسی، جرم شناسی، بزهكاری اطفال و تاریخ حقوق كیفری بوده است. ابرند آبادی همچنان كه مباحث روز حقوقی را دنبال می كند، به موضوعات تاریخی این دانش نیز علاقمند است. حاصل این علاقه و نگاه جست و جو گر در مباحث حقوقی، تألیف كتاب «تاریخ حقوق كیفری بین النهرین» به همراه حسین بادامچی بود كه برای دانشجویان رشته حقوق كیفری و جرم شناسی به عنوان منبع اصلی درس «تاریخ حقوق كیفری» در مقطع كارشناسی ارشد به ارزش ۲ واحد تدوین شد.

این كتاب در یازده بخش و چهار فصل كلی با عناوین: مفاهیم، نظریه جرم، نظریه مجازات و آیین دادرسی، به بررسی دقیق تمدن بین النهرین از منظر حقوق جزا می پردازد. از دیگر آثار ابرند آبادی باید از كتاب دانشنامه جرم شناسی یاد كرد كه به همراه حمید هاشم بیگی تدوین شده است. همچنین كتاب «تقریرات، مباحثی در علوم جنایی» كه دی ماه ۱۳۸۱ به چاپ رسید، از دیگر آثار تألیفی ابرند آبادی به شمار می رود. تسلط و دانش به روز او در حوزه علم حقوق از یك سو و نیز آشنایی با مباحث تازه و منابع پایه این علم، در كنار تسلط و آشنایی او به چند زبان زنده دنیا، ابرند آبادی را ترغیب به ترجمه كتب مهمی در حوزه كاری اش نیز كرده است. از آن جمله است ترجمه دفاع اجتماعی اثر مارك آنسل به همراه دكتر آشوری، كیفر شناسی اثر برناربولك، تاریخ اندیشه های كیفری اثر ژان پرادل، نظام های بزرگ سیاست جنایی نوشته میری دلماس مارتی، درآمدی به سیاست جنایی نوشته كریستین لازرژ، سیاست جنایی اثر كریستین لازرژ و جرم شناسی نوشته ژرژپیكا.

او در انتخاب موضوعات كتب ترجمه اش و نیز تهیه منابع به روز برای دانشجویان، همواره وسواس ویژه ای داشته است. به طور مثال كتاب كیفرشناسی اثر بولك در سال ۱۹۹۱ میلادی به چاپ رسیده و ابرندآبادی فصل مقدماتی آن را در فاصله كمی یعنی در سال ۱۳۷۳ ترجمه كرده و توسط انتشارات مجد به چاپ رسانده است. ابرندآبادی مدیرگروه حقوق جزا و جرمشناسی نیز هست. او جرم را منطبق و برخاسته از محیط پیرامون جرم ارزیابی می كند و معتقد است: «ما در گام نخست جرم شناسی از نظر جامعه شناسی تأثیر سه نوع محیط را بر بزهكاری مطالعه می كنیم؛ نخست بررسی محیط طبیعی یا فیزیكی و شرایط جغرافیایی و اقلیمی بر بزهكاری است. در این بحث مطرح می شود كه نحوه استقرار محل، كنار دریا بودن، گرم بودن، فصول سال و شمال یا جنوب بودن بر رفتار انسان ها تأثیر می گذارد. دوم درمقابل محیط طبیعی، ما محیط اجتماعی داریم. یكی از مؤلفین بلژیكی محیط اجتماعی را به دو دسته تقسیم كرده است: محیط اجتماعی عمومی و محیط اجتماعی خصوصی. محیط اجتماعی عمومی، آن شرایط عمومی است كه برای تمامی مردمی كه در یك نقطه معین و زمان معین قرار دارند و در زمینه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برای خود سیاست و برنامه هایی دارند، به طور مشترك وجود دارد و ما می توانیم یك جرم یا بزه را در پرتو آثار آن، بر سیاست های كلان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و در بستر آن نظام بررسی كنیم. این تحقیق برای اولین بار بعد از فروپاشی شوروی سابق و آشكارشدن آمار جنایی در این كشور انجام شد و به این ترتیب بعضی از جرم شناسان غربی، نوع بزهكاری در شوروی سابق را با جرائمی كه در دموكراسی های غربی، دموكراسی های لیبرال یا سوسیال دموكرات در اروپا اتفاق می افتد، مقایسه كردند. البته در شوروی سابق و در دوران حكومت حزب كمونیست، آمار اعمال مجرمانه افزایش داشت. در نظام شوروی سابق، جرم ها عموماً از نوع فساد مالی بود، چرا كه در آنجا مالكیت خصوصی معنایی نداشت و مالكیت به صورت عمومی بود. درمقابل در كشورهای غربی بزهكاری جوانان بیشتر بوده و هست. این كجروی های اجتماعی كه جنبه جرم هم ندارند، در این كشورها به دلیل آزادبودن روابط و وجود آزادی نسبت به شوروی سابق بیشتر بوده است. از این رو محیط سیاسی، محیط اقتصادی و محیط اجتماعی كه هر نظام ایجاد می كند، بر رفتار افراد و ازجمله بزهكاری آنها تأثیرگذار و قابل تأمل و بررسی است. همچنین ما محیط اجتماعی شخصی نیز داریم. این محیط، محیطی است كه در مورد هر فرد ویژگی خاص خود را دارد. برای نمونه یك فرد در یك خانواده پرجمعیت به دنیا می آید و دیگری در خانواده ای كم جمعیت. یك فرد در خانواده ای منسجم و سلامت تربیت می شود و دیگری در خانواده ای در حال فروپاشی.»(۱) ابرند آبادی در كنار پژو هش و تدریس، حضور مستمر و پر رنگی در مجتمع علمی مرتبط با رشته خویش دارد و پیوسته در حال انطباق یافته های علمی خویش با شرایط پیرامون است. به همین سبب است كه او درارتباط با وقایع پیرامون، همواره واكنش های سریع و به موقع داشته است.
        



دکتر سید علی آزمایش

متولد سال 1328

سوابق تحصیل:

کارشناسی حقوق و کارشناسی ارشد علوم جزائی و جرم شناسی ازدانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ، دکترای جامعه شناسی و دکترای دولتی حقوق خصوصی با تخصص علوم جزائی و جرم‌شناسی از دانشگاه مونپلیه فرانسه .

مرتبه علمی:

استادیاردانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران در سال 1349 ، دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران از سال 1354 تاکنون .

زمینه های علمی و تحقیقاتی:

حقوق ایران دررابطه باحقوق کودک ،حقوق ایران دررابطه بامنع استعمال سلاحهای شیمیایی و باکتریولوژیک ، راهنمائی ، مشاوره و نظارت بر 20 پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا.

زمینه علمی تالیفات:

به صورت 7 پلی‌کپی درسی در زمینه‌های حقوق جزائی بین الملل ، حقوق بین‌الملل جزائی، حقوق جزائی اداری ، حقوق جزائی نظامی ، حقوق جزائی عمومی ، رویه قضائی جزائی.

مقالات

تعداد مقالات به زبان فارسی : 20

تعداد مقالات به زبان خارجی : 10

زمینه علمی مقالات:

حقوق کودک ، تحولات حقوق کیفری ، حقوق کیفری بازرگانی ، حقوق اساسی ، جرائم جنگ وحقوق جزایی بین المللی ، حقوق بشر.




دکتر رضا نوربها





دکتر رضا نوربها، در تهران به دنیا آمد. دوره ابتدایی خود را در مدرسه ملی کیهان و دوره متوسطه را در دبیرستانهای رازی، حکیم نظامی و مروی تهران به پایان رساند. در سال 1340 (ش) وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و در سال 1344 (ش) لیسانس قضایی گرفت. سپس در سال 1345 (ش) بر اساس علاقه شخصی در آزمون فوق لیسانس روان شناسی تکمیلی شرکت کرد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. در سال 1348 (ش) پس از طی دوره کار آموزی قضایی، به استخدام دادگستری در آمد، اما سال بعد از خدمت دادگستری کناره گیری کرد. سپس به فرانسه رفت و در دانشکده حقوق دانشگاه مون پلیه، پس ازطی دوره فوق لیسانس ((D.E.A در رشته حقوق جزا و جرم شناسی، در دوره دکترای حقوق شرکت کرد و به طور همزمان، دوره کار آموزی مرکز درمانی مجرمین پاریس را نیز طی کرد. سرانجام با ارائه پایان نامه "کوشش در زمینه روان درمانی مجرمین و تحقیق در زمینه علل تحولات زندانها از مراکز تنبیه به مراکز درمانی " موفق به دریافت دکترای حقوق جزا شد.
پس از بازگشت به ایران، در کنار وکالت دادگستری، به عضویت هئیت علمی دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی کنونی) در آمد و به تدریس حقوق جزای عمومی، جرم شناسی و فلسفه حقوق جزا (تا حال حاضر) پرداخت. ایشان عضو کمیته برنامه ریزی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی و عضو هئیت علمی کمیته ارتقاء این دانشکده است.
آثار تالیفی و تحقیقی دکتر نوربها عبارتند از:
1- در زمینه حقوق جزای عمومی (نشر کانون وکلا)
2- فلسفه حقوق (در دست چاپ)
3- مقاله های کیفری و حقوقی متعدد که در نشریات مختلف حقوقی چاپ شده است.








دکتر سید حسین صفائی

متولد 1312 در قزوین

مدارك تحصیلی:

لیسانس منقول از دانشکده الهیات دانشگاه تهران (1332)

لیسانس حقوق (رشته قضائی( از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران(1337)

شهادتنامه هاي دکتري رشته قضایی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران (1340)

دکتری دولتی رشته حقوق خصوصی از دانشکده حقوق داشگاه پاریس (1344)و برنده جایزه علمی (لورا)از ان دانشکده

دیپلم حقوق تطبیقی از دانشکده بین المللی اموزش حقوق تطبیقی استزاسبورگ(1343_1342)

دیپلم آکادامی حقوق بین الملل لاهه (1354)

 
سيد مصطفى محقق داماد
 
1
حقوقدان، اسلام پژوه و استاد فلسفه و سياست. متولد ،۱۳۲۴ قم

فرزند مرحوم آيت الله محقق داماد از مجتهدان بنام معاصر

شاگرد و دوست استاد شهيد مرتضى مطهرى

اخذ مدرك اجتهاد از حوزه علميه قم در سال ۱۳۵۰

كارشناسى فلسفه و حكمت اسلامى از دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۹

كارشناسى ارشد فقه و حقوق از دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۰

دكتراى حقوق بين الملل از دانشكده حقوق دانشگاه لون - لانوبلژيك در سال ۱۳۷۳



 دکتر ابوالقاسم گرجى

سال و محل تولد: ۱۳۰۰ تهران
رشته تخصصى: فقه و اصول اسلامى
فعاليت ها:
ـ ورود به مكتب خانه و پرداختن به تحصيلات اوليه
ـ شروع به تحصيل و در عين حال تدريس دروس مقدماتى فقه و اصول و بعد از آن پرداختن جدى تر به اصول، فلسفه و منطق
ـ فراگيرى
دروس قوانين، رسائل، مكاسب، كفايه و درى خارج نزد اساتيد بزرگوارى از جمله آقاشيخ محمدرضا تنكابنى و ...
ـ عزيمت به نجف اشرف و حضور در محضر عالمانى همچون آقاشيخ محمدعلى كاظمى و آيت الله خويى و فراگيرى دروسى در اصول فقه همچون مكاسب، طهارت، صلوة و تفسير و اخذ اجازه اجتهاد از علماى حوزه علميه نجف اشرف
ـ عزيمت به تهران در سال ۱۳۳۰ و شروع به تدريس مكاسب، كفايه و خارج در مدارس گوناگون و منزل تاكنون
ـ شروع به تدريس ادبيات فارسى و عربى در دبيرستان ها در سال ۱۳۳۲
ـ ورود به دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران و شروع به تدريس در همان دانشكده از سال ۱۳۳۷
ـ تدريس دروسى همانند ادبيات، فقه و اصول در دانشكده الهيات ومعارف اسلامى و پس از آن تدريس در ساير دانشكده ها
ـ اخذ دكتراى فلسفه و حكمت اسلامى از دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۲
ـ ارتقا به مقام استادى دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۲ و مديريت گروه هاى مختلف آموزشى دانشكده هاى علوم انسانى دانشگاه تهران
ـ رياست دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۱
ـ عضو پيوسته فرهنگستان علوم جمهورى اسلامى ايران
ـ برگزيده به عنوان چهره ماندگار عرصه فقه و حقوق اسلامى در دومين همايش چهره هاى ماندگار سال ۱۳۸۱
آثار:
مسائل هامه، من مسايل الخلاف، تصحيح و تعليق و تحقيق كتاب (الذريعة الى اصول الشريعه)، تفسيرى از مجمع البيان طبرسى با نام (جوامع الجامع)، صرف و نحو، ترجمه و تلخيص كتاب (عده الاصول) شيخ طوسى، تحول علم اصول فقه، تاريخ فقه و فقها، منابع و قواعد فقه، نگارش مقالاتى در مجلات ومنابع معتبر از قبيل دائرة المعارف بزرگ اسلامى، دانشنامه جهان اسلام و ...
الهام تقى زاده: در آستانه ۸۳ سالگى با درد پايى كه راه رفتن را براى او دشوار كرده است، همچنان پس از نيم قرن تدريس و تحصيل درس فقه و حقوق، مشغول تحقيق و تدريس است.
هر روز بعد از اذان صبح بيدار مى شود و در اتاق كارش تحقيق و كاررا پى مى گيرد تا ۶ و ۷ شب. سه چهار روزى هم براى تدريس در دانشگاه، خود را از آن سوى تهران به دانشكده حقوق در انقلاب مى رساند و درس مى دهد. دكتر ابوالقاسم گرجى متولد ۱۳۰۰ در تهران است و حالا در ۸۳ سالگى، وقتى به افق دور مى نگرد و طنين خوش و آرام گذشته را به ياد مى آورد، در جاى جاى آن، به رضايتمندى از كار و حرفه خود مى رسد.
ابوالقاسم گرجى مى گويد: «در دوران كودكى از ۷ـ۸ سالگى قرآن مى خواندم و وقتى پس از قرائت قرآن در مجالس بارها مورد تشويق واقع مى شدم، انگيزه ام قوت مى گرفت تا معارف اسلامى را دنبال كنم.» ۱۳ ، ۱۴ سالگى مقدمات معارف اسلامى را كه شامل صرف و نحو ادبيات عربى بود، آغاز كرد و به خاطر پشتكار و علاقه اش به اين رشته از همان سال ها موفق شد مربى خوبى براى همسن و سال هاى خود و همچنين افراد مسن و تجار و كسبه آن زمان شود.
او آنقدر در كار تربيت دانشجويانش شهره شده بود كه در محضر استاد و عالمانى چون آقا شيخ محمدعلى كاظمى و آيت الله خويى فراگيرى دروسى در اصول فقه همچون مكاسب، طهارت، صلوة و تفسير و... را دنبال كرد و تا اخذ اجازه اجتهاد از علماى حوزه علميه نجف اشرف را به دست آورد.
او در بحبوحه نوجوانى و جوانى اش در ۲۳ سالگى به پيشنهاد استاد خويى به نجف رفت و دروس صرف و نحو و علوم اين چنينى را در آنجا آموخت و با همه كمبودهايى كه در نجف داشت توانست معلم و مربى خوبى براى آنچه آموخته بود، باشد.
«از سن ۱۳ سالگى به خاطر علاقه وافرى كه به مسائل فقهى داشتم و با تشويق پدرم كه آن زمان مردى متدين و مذهبى بود توانستم راهم را انتخاب كنم. از همان سال ها، درس صرف و نحو را به صورت آزاد فرا گرفتم تا اينكه در ۲۳ سالگى با پيشنهاد يكى از علما به شهر نجف رفتم و آنجا اين درس را ادامه دادم.»
پس از مدتى در نجف از نظر مالى در مضيقه قرار گرفت: «خواستم كه به ايران برگردم، روزى به حرم امير رفتم و گله به اميرالمؤمنان كردم كه اين رسم نيست من براى تحصيل علم و دين اينجا باشم و توانى براى ابتياع نان نيز نداشته باشم. به سختى پس از تضرع و راز و نياز در حرم به حجره طلبگى ام برگشتم، بلافاصله به فكرم رسيد كه قاليچه اى را كه در اتاق بود براى گذران زندگى ببرم و بفروشم، لحظه اى دراز كشيدم تا قدرى استراحت كنم و گرسنگى را از ياد ببرم، ولى متأسفانه از شدت گرسنگى خوابم نمى برد. يك دفعه فردى كه با من آشنا بود و نامش حاج رضايى اربابى بود و طلبه، در زد، در را باز كردم. او پس از لحظه اى درنگ از من خواست كه ۶ دينارش را بگيرم تا كارم راه بيفتد، تعجب كردم، چون كسى از وضع و زندگى من خبر نداشت، وقتى علت را جويا شدم، حاج اربابى گفت: به من الهام شده بود و حالا آمده ام تا اين چند دينار ناقابل را به صورت قرض از من دريافت كنى و به امورات خود برسى.
هنوز باورم نمى شد كه دستى از غيب به يارى من آمده بود. پس از گرفتن دينار به مغازه اى رفتم و احتياجاتم را رفع كردم. پس از آن بود كه وضعم بهتر شد و اوضاع مالى ام تغيير كرد. در نجف ماندم و از برگشتن صرف نظر كردم. پس از چند سال يادگيرى دروس فقه و اصول در سال ۱۳۳۰ به ايران برگشتم.»
ابوالقاسم گرجى با آنكه در اين كهنسالى به لرزش افتاده و از درد پايش شكوه مى كند، وقتى ياد روزهاى دور گذشته مى افتد، با همان شور جوانى مى گويد: «پس از برگشت از نجف سه ماه در مدرسه فيضيه در قم به تدريس پرداختم، سپس براى اينكه در جايى بتوانم تدريس كنم و مدرك داشته باشم و سر و سامانى به زندگى ام بدهم، در كلاسهاى متفرقه آن زمان شركت كردم تا تصديق مدرسى را داشته باشم. آن زمان امتحانى به نام مدرسى بود و بدين صورت بود كه اگر كسى تصديق ششم را داشت، مى توانست در اين آزمون شركت كند و ديپلم دريافت كند. من در اين امتحان شركت كردم و از قضا شاگرد اول نيز شدم. از اين جهت بود كه در سال ۳۰ شروع به تدريس مكاسب، كفايه و خارج در مدارس گوناگون و منزل كردم و از سال ۳۲ نيز به تدريس ادبيات فارسى و عربى در دبيرستانها پرداختم.» عينكش را بر مى دارد، خستگى چشم هايش را مى گيرد و ادامه مى دهد: «آن زمان آنقدر به تحصيل علم و تدريس آن به ديگران سرگرم بودم كه زندگى جارى را از ياد برده بودم. راستش پدرم ازدواج را به يادم آورد! اين گونه بود كه در سن ۳۶ سالگى و در سال ۱۳۳۶ ازدواج كردم و حالا صاحب دو فرزند هستم... پدرم آقا شيخ محمدحسن رزاز، اهل تهران بود و مردى متدين و متعهد و علاقه مند به علما و فقها.»
او سهم به سزايى در موفقيت هايش در علم و زندگى دارد. حالا پس از سالها از اينكه در اين رشته درس آموخته و درس داده، بسيار راضى و خشنود است.
در سال ۳۷ بود كه براى تدريس به دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران راه يافت و همزمان شروع به تحصيل در همان دانشكده كرد. تدريس دروسى همانند ادبيات، فقه و اصول در دانشكده الهيات و معارف اسلامى و پس از آن تدريس در ساير دانشكده ها.



 
دکتر ابوالقاسم گرجى
به خود قول داده بود كه هرچه در محضر عالمان بز رگى چون شيخ محمدعلى كاظمى و آيت الله خويى آموخته در «طبق اخلاص» بگذارد و تقدير دين او را ادا كرد و اين چنين بود كه در سن ۸ ـ ۳۷ سالگى با توجه به اينكه فقط ليسانس داشت، از او خواهش كردند در چند دانشكده به دانشجويان در سطح دكترا هم درس بدهد و همزمان به ادامه تحصيل بپردازد.
شناخت علما و فقها از او باعث شد كه موفقيتهاى چشمگير او بيش از پيش شود. گرجى در سال ۴۲ موفق به اخذ دكتراى فلسفه و حكمت اسلامى از دانشگاه تهران شد. پس از چنين شايستگى، مسؤولان دانشكده حقوق دانشگاه تهران از او دعوت به همكارى كردند و اين گونه بود كه وى رسماً به دانشكده حقوق منتقل شد و به صورت رسمى به تدريس پرداخت.
او در سال ۵۲ موفق به ارتقا به مقام استادى دانشگاه تهران و مديريت گروههاى مختلف آموزشى دانشكده هاى علوم انسانى دانشگاه تهران شد. در سال ۶۱ نيز رياست دانشگاه تهران را به دست گرفت و از آن سالها عضو پيوسته فرهنگستان علوم شد.
ابوالقاسم گرجى پس از سالها تحقيق و تدريس در امور فلسفى بيش از ۲۰ جلد كتاب در فقه و اصول نگاشته و چندين كتاب زير چاپ دارد، همچنين بيش از ۱۳۰ تا ۱۴۰ مقاله در باب مسائل مختلف حقوقى به چاپ رسانده است.
«در سالهاى نوشتن، حاشيه هاى بسيارى بر متون كهن نوشتم و تصحيح كردم و مقدمه و پاورقى بسيارى به آنها افزودم. مثلاً تفسير جوامع الجوامع من جزو كتاب سال و كتاب ده ساله اول انقلاب شد و چندين جايزه و لوح تقدير به خود اختصاص داد.»مسائل هامه من مسائل الخلاف، تصحيح و تعليق و تحقيق كتاب (الذريعه الى اصول الشريعه)، تفسيرى از مجمع البيان طبرسى با نام (جوامع الجامع)، صرف و نحو، ترجمه و تلخيص كتاب (عدة الاصول) شيخ طوسى، تحول علم اصول فقه، تاريخ فقه و فقها، منابع و قواعد فقه، نگارش مقالاتى در مجلات و منابع معتبر از قبيل دايرة المعارف بزرگ اسلامى، دانشنامه جهان اسلام و... از جلمه آثار و كتب به چاپ رسيده از ابوالقاسم گرجى است.
«از همان اول كودكى عاشق حقوق بودم، آن سالها وقتى مى گفتند علم، فقط حقوق و فلسفه را مى شناختند و حالا پس از ۶۰ سال تحصيل و تدريس، همچنان شوق و علاقه ام كم نشده و خسته نيز نشده ام.»


دکتر محمد علی اردبیلی

استاد

گروه حقوق جزا و جرمشناسي, دانشكده حقوق شهید بهشتی

آدرس الکترونیکی : m-Ardebili@sbu.ac.ir

دکتر محمد علی اردبیلی

 

سوابق تدریسی

حقوق جزاي عمومي

 حقوق جزاي بين الملل

 جامعه شناسي جنايي

 بزهكاري اطفال و نوجوانان

 جرم شناسي

 1363 تا كنون

مدرسه عالي شهيد مطهري - دانشگاه آزاد اسلامي

دانشگاه امام صادق (ع)- دانشگاه علوم اسلامي رضوي و دانشكده روابط بين المللي

 

سوابق کاری

 1-مجلة حقوقي دادگستري

2-مجله پژوهشهاي حقوقي

3-دانشنامه حقوق و سياست (دانشگاه آزاد اسلامي)

4-Iranien Journal of Legal Studies

5-مجلة علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس

6-سردبير مجلة «تحقيقات حقوقي» دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي.

ب ـ عضويت در مجامع علمي:

1-هيئت علمي كميسيون حقوق بشر اسلامي

2-انجمن ايراني حقوق جزا

3-انجمن ايراني جرم‎شناسي

4-A.I.D.P. Association Internationale de Droit Penal

ج ـ مجري طرح و عضويت در هيئت‎هاي قانونگذاري

1-قانون تعريف جرم سياسي

2-قانون تشكيل دادگاههاي اطفال و نوجوانان

3-قانون مجازاتهاي اجتماعي

4-قانون پيشگيري و مبارزه با جرايم مواد مخدر و روانگردان

5-اصلاح قانون مجازات اسلامي (كتاب اول)

د ـ آشنايي به زبان‎هاي خارجي:

-زبان فرانسوي و انگليسي

-مترجم رسمي زبان فرانسوي

ذ ـ سخنراني‎ها (از 1380 تا 1383)

 

سوابق تحصیلی

 دکتري علوم جنايي و جرمشناسي از فرانسه

 

مقالات علمی و کتب منتشر شده

 مقالات:

 
-كار در زندان و نقش آن در بازپروري زندانيان، فصل‎نامه دادگستري جمهوري اسلامي، خرداد 1365.

-آمار جنايي، فصل‎نامه دادگستري جمهوري اسلامي، اسفند 1365.

-مجمع اللغات، نشريه دانشكده حقوق (دوره جديد)، 1365.

-نيمه آزادي، فصل‎نامه دادگستري جمهوري اسلامي، اسفند 1366.

-كشتار جمعي، مجلة حقوقي، 1368.

-جنايات جنگ و جنايات عليه بشريت (ترجمه)، مجلة حقوقي، 1368.

-شكنجه، مجلة تحقيقات حقوقي، 1370.

-جامعه بين‎المللي و كشتار جمعي، مجلة تحقيقات حقوقي، 1371.

-جايگزينهاي زندانهاي كوتاه مدت، مجلة تحقيقات حقوقي، 1372.

-الغاي مجازات اعدام در مجارستان (ترجمه)، مجلة تحقيقات حقوقي، 1373.

-نگاهي به نشريه‎هاي حقوقي، دانشگاه انقلاب، 1374.

-مسؤوليت كيفري ناشي از فعل غير، مجلة تحقيقات حقوقي، 1375.

-مجازات اعدام از ديدگاه حقوق بشر (ترجمه)، مجله تحقيقات حقوقي، 1376.

-گفتاري درباره شكنجه و پيشگيري از آن، مجلة تحقيقات حقوقي، 1377.

-- مفهوم جرم سياسي در غرب، رييس جمهور و مسئوليت اجراي قانون اساسي (مجموعه مباحث همايشهاي هيأت پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي)، 1380.

-سقط جنين در بارداري ناشي از زناي به عنف، مجلة تحقيقات حقوقي، 1383.

-نگهداري تحت نظر، مجموعه مقالات نكوداشت دكتر محمد آشوري، 1383.

-... و مقالات ديگر كه هنوز انتشار نيافته است.

 

  • فرانسوي

    -le crime organise a l epreuve du droit penal iranien, in: Rev. Inter. Dr. Penal., Vol. 68, n 3-4, 1997

    -la responsabilite penale des mineurs en droit penal irenien, in: Rev. Inter. Dr. Penal., n 75, 1er/2e tri, 2004.

 

كتابها:
- حقوق جزاي عمومي (2) جلدناشر: ميزان1383(چاپ هفتم)
- معاضدت قضايي و استرداد مجرمين ناشر: ميزان1382
- حمل و تحويل تحت نظارت ناشر: ميزان1383
-حقوق جزاي بين‎الملل ناشر: ميزان1383
- جرايم و مجازات‎ها (ترجمه)ناشر: ميزان1380(چاپ چهارم)

ترجمه كتاب درآمدي بر جرم و جرمشناسي (در دست تهيه)

 

سخنراني ها

 عرف و عادات عشايري (دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز)، ارديبهشت 80

-جرم سياسي (دانشگاه آزاد اسلامي واحد كازرون)، ارديبهشت 80

-كارگاه آموزشي قضات دادگاه‎هاي اطفال، مهر 80

-همايش امنيت و توسعه قضايي (دانشگاه شهيد بهشتي)، آبان 80

امنيت قضايي يا توسعه قضايي

-همايش تروريسم و دفاع مشروع (دانشگاه علوم قضايي و اداري)، دي 80

مفهوم تروريسم

-همايش دادرسي اطفال و نوجوانان، آذر 80

-نقد و بررسي قانون مبارزه با مواد مخدر (دانشگاه آزاد اسلامي واحد كازرون) ارديبهشت 81

-مسؤوليت آمر در حقوق بين‎المللي كيفري (مركز مطالعات روابط بين‎الملل) آذر 81

-بند 5 اصل 168 قانون اساسي (همايش هيأت پيگيري و نظارت بر قانون اساسي)، آذر 81

پيشگيري از جرم و اصلاح مجرمين

-تعدد و تكرار جرم و نقش كيفيات مخففه (دادگستري استان گيلان، رشت)، دي 81

-معتاد و قانونگذار (كارگاه آموزشي دانشكده علوم پزشكي)، مهر 81

-جايگزينهاي مجازات در جرايم مواد مخدر (همايش جايگزينهاي حبس) قوه قضائيه، ارديبهشت 81

-دادرسي اطفال و نوجوانان (نشست با گروه دانماركي حقوق بشر)، مهر 81

-سقط جنين در بارداري ناشي از تجاوز به عنف (سمينار «بررسي جامع ابعاد سقط جنين در ايران»)، كرمانشاه، اسفند 81

-جايگزينهاي مجازات حبس (دادگستري استان گيلان. رشت)، بهمن 82

-جايگزينهاي مجازت حبس (دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس)، بهمن 82

-از بزهكاري كودكان و نوجوانان تا كودكان و نوجوانان بزهكار (كارگاه آموزشي حقوق بشر و زندان)، بهمن 82

-پيشگيري در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، ارديبهشت 83

-بررسي لايحه قضايي تشكيل دادگاه اطفال و نوجوانان (دانشگاه علوم اسلامي رضوي)، آذر 83








علی‌اکبر داور از رجال دورهٔ رضاشاه ، وزیر مالیه در کابینه محمد علی فروغی (۱۳۱۲-۱۳۱۵) و بنیانگذار دادگستری نوین ایران بود. او در سال ۱۲۴۶ در تهران به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه و مدرسه علوم سیاسی به خدمت عدلیه قدیم درآمد و مشاغل مختلفی را عهده‌دار شد. در ۲۵ سالگی، دادستان تهران شد و به میرزا علی اکبر خان مدعی العموم شهرت یافت. در پی آن برای ادامه تحصیلات، به سوئیس رفت و تا اخذ درجه دکترای حقوق تحصیل کرد. ماجرای سفر داور به سویس از این قرار بود که هنگامی که حاج ابراهیم پناهی فرزندان خود را برای تحصیل به اروپا می فرستاد داور را به عنوان سرپرست آنها انتخاب کرد. در این همراهی داور درس خواند و خود را به مرحله دکترای حقوق رسانید.[۳] سپس به ایران بازگشت. مدتی وزیر معارف شد و در کابینه‌های مستوفی‌الممالک و مخبرالسلطنه به وزارت عدلیه منصوب شد. مهم‌ترین خدمت او، ایجاد تحول در ساختار نظام قضایی عدلیه بود. تاسیس «ادارهٔ ثبت احوال»، «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاک»، و «قانون ازدواح و طلاق» از نتایج و حاصل زحمات او است.


او در دوره وزارت پروژه های بزرگی را با تامین اعتبار دولتی به انجام رسانید. او مناسبات و دادوستدهای اقتصادی را دولتی کرد. در دوره او تجارت ایران با شوروی بر اساس معاملات پایاپای گسترش یافت. در آذر ۱۳۱۴ یک معاهده تجارتی پایاپای مهم بین ایران و آلمان منعقد شد که طبق آن دولت آلمان در قبال صادرات پنبه، چوب، برنج، جو، قالی، خشکبار، خاویار و طلا و نقره و ... از ایران به این کشور، تجهیزات صنعتی و ماشین آلات به ایران صادر کند




دکتر حسين ميرمحمد صادقي


متولد: ۱۳۳۵ در تهران
سوابق تحصيل

- سال اخذ ديپلم رياضي: خرداد ۱۳۵۴

- سال ورود به دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي (ملي سابق) : مهر ۱۳۵۴

- سال اخذ مدرك كارشناسي در رشته حقوق: خرداد ۱۳۵۷ ، با احراز رتبه اول در ميان كليه دانش آموختگان

- اخذ گواهينامه عالي در حقوق تطبيقي از دانشگاه لندن: سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰ ميلادي)

- اخذ مدرك كارشناسي ارشد در رشته حقوق از دانشگاه لندن: سال۱۳۶۰ (۱۹۸۱ ميلادي)

- اخذ مدرك معادل دكتري در رشته حقوق جزا از دانشگاه لندن و مدرك دكتري در رشته حقوق قراردادها از دانشگاه ليورپول در انگلستان.

سوابق كاري

- رئيس دفتر خدمات حقوقي بين‎المللي ج.ا. ايران (شعبه لندن) ۱۹۸۶ ـ ۱۹۸۱ ميلادي

- عضو هيأت علمي دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي از سال ۱۳۶۶، در حال حاضر: دانشيار پايه ۱۴

- رييس دانشكده علوم قضايي و خدمات اداري از سال ۱۳۷۳

- معاون آموزش و تحقيقات قوه قضاييه به مدت حدود يك سال

- نايب رييس شوراي توسعه قضايي

- داور منصوب طرف ايراني در برخي از داوريهاي مطروحه در اتاق بازرگاني بين‎المللي (I.C.C.)

سوابق پژوهشي

- ارائه سخنرانيهاي حقوقي در همايشها و گردهم آييهاي متعدد در داخل و خارج

- نشر مقالات مختلف در نشريات حقوقي ايراني و خارجي به زبانهاي فارسي و انگليسي

- تاليف نه جلد كتاب به شرح زير:
۱ ـ واژه نامه حقوق اسلامي
۲ – واژه نامه حقوق جزا
۳ – تحليل مباني حقوق جزا (ترجمه)
۴ ـ مروري بر حقوق جزا ي انگلستان (ترجمه و توضيحات)
۵ ـ مروري بر حقوق قراردادها در انگلستان (جلد اول) (ترجمه و توضيحات)
۶ – مروري بر حقوق قراردادها در انگلستان (جلد دوم) (ترجمه و توضيحات)
۷ ـ حقوق جزاي بين‎الملل
۸ – جرائم عليه اموال و مالكيت (چاپ نهم)
۹ ـ جرائم عليه امنيت و آسايش عمومي (كتاب سال برگزيده دانشگاهي) (چاپ دوم)
زمينة مشاورة علمي: مباحث حقوق جزا

برگرفته از سایت انتشارات مجد


دکتر حسين ميرمحمد صادقي


متولد: ۱۳۳۵ در تهران
سوابق تحصيل

- سال اخذ ديپلم رياضي: خرداد ۱۳۵۴

- سال ورود به دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي (ملي سابق) : مهر ۱۳۵۴

- سال اخذ مدرك كارشناسي در رشته حقوق: خرداد ۱۳۵۷ ، با احراز رتبه اول در ميان كليه دانش آموختگان

- اخذ گواهينامه عالي در حقوق تطبيقي از دانشگاه لندن: سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰ ميلادي)

- اخذ مدرك كارشناسي ارشد در رشته حقوق از دانشگاه لندن: سال۱۳۶۰ (۱۹۸۱ ميلادي)

- اخذ مدرك معادل دكتري در رشته حقوق جزا از دانشگاه لندن و مدرك دكتري در رشته حقوق قراردادها از دانشگاه ليورپول در انگلستان.

سوابق كاري

- رئيس دفتر خدمات حقوقي بين‎المللي ج.ا. ايران (شعبه لندن) ۱۹۸۶ ـ ۱۹۸۱ ميلادي

- عضو هيأت علمي دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي از سال ۱۳۶۶، در حال حاضر: دانشيار پايه ۱۴

- رييس دانشكده علوم قضايي و خدمات اداري از سال ۱۳۷۳

- معاون آموزش و تحقيقات قوه قضاييه به مدت حدود يك سال

- نايب رييس شوراي توسعه قضايي

- داور منصوب طرف ايراني در برخي از داوريهاي مطروحه در اتاق بازرگاني بين‎المللي (I.C.C.)

سوابق پژوهشي

- ارائه سخنرانيهاي حقوقي در همايشها و گردهم آييهاي متعدد در داخل و خارج

- نشر مقالات مختلف در نشريات حقوقي ايراني و خارجي به زبانهاي فارسي و انگليسي

- تاليف نه جلد كتاب به شرح زير:
۱ ـ واژه نامه حقوق اسلامي
۲ – واژه نامه حقوق جزا
۳ – تحليل مباني حقوق جزا (ترجمه)
۴ ـ مروري بر حقوق جزا ي انگلستان (ترجمه و توضيحات)
۵ ـ مروري بر حقوق قراردادها در انگلستان (جلد اول) (ترجمه و توضيحات)
۶ – مروري بر حقوق قراردادها در انگلستان (جلد دوم) (ترجمه و توضيحات)
۷ ـ حقوق جزاي بين‎الملل
۸ – جرائم عليه اموال و مالكيت (چاپ نهم)
۹ ـ جرائم عليه امنيت و آسايش عمومي (كتاب سال برگزيده دانشگاهي) (چاپ دوم)
زمينة مشاورة علمي: مباحث حقوق جزا

برگرفته از سایت انتشارات مجد

دكتر محمد آشوری


دكتر محمد آشوری، چهره تأثیرگذار عرصه‌های حقوقی كشورمان در سال ١٣٢١ در قزوین پا به عرصه حیات نهاد و پس از طی دوره‌های مقدماتی وارد دانشكده حقوق، علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران شد. او در سالهای تحصیل در دانشكده توانست رتبه اول علمی را دكتر محمد آشوری، چهره تأثیرگذار عرصه‌های حقوقی كشورمان در سال ١٣٢١ در قزوین پا به عرصه حیات نهاد و پس از طی دوره‌های مقدماتی وارد دانشكده حقوق، علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران شد. او در سالهای تحصیل در دانشكده توانست رتبه اول علمی را به خود اختصاص دهد و در سال ١٣٤٣ دوره كارشناسی حقوق را به پایان رسانید. سپس برای ادامه تحصیل در مقطع دكتری، در فروردین ١٣٤٤ به فرانسه اعزام شد و رشته تحصیلی علوم جنایی را برگزید. این مقطع را با رساله‌ای با موضوع «بازداشت موقت، مطالعه‌ای تطبیقی» به راهنمایی پروفسور لواسور در دانشكده حقوق پاریس به پایان برد و در همن فاصله به اخذ دیپلم حقوق تطبیقی از دانشگاه استرازبورگ نائل شد. در سال ١٣٥٠ شمسی به تهران بازگشت. بلافاصله، تدریس در دانشگاه تهران را با درس «آیین دادرسی كیفری» آغاز نمود. درسهایی از قبیل «جرم‌شناسی»، «آیین دادرسی كیفری تطبیقی»، «جامعه‌شناسی كیفری»، «دادرسی اطفال بزهكار»، «دادرسی منصفانه و مدیریت قضائی» و «تاریخ تحولات حقوق كیفری» از جمله درسهای مهمی است كه وی در مقاطع مختلف، از جمله در مقطع تحصیلات تكمیلی، تدریس كرده است. رشته تمام این دروس و نیز پژوهشهای این استاد گرانمایه در اندیشه‌ای استوار می‌شود كه به تأثیر عوامل مختلف بر ارتكاب جرم توجه دارد و برای همین منظور، نظامهای حقوقی جهان را در ادوار مختلف تاریخی مورد بررسی قرار می‌دهد.
دکتر آشوری كه بر رابطه‌ میان آموزشهای حقوقی و رفتار بر اساس اصول حقوقی در جامعه تأكید دارد، تاكنون دهها اثر در قالب كتابهای تألیف و ترجمه شده، طرح پژوهشی و مقالات داخلی و خارجی به جامعه علمی كشورمان و دیگر كشورها ارائه كرده است.
از جمله این آثار می‌توان از مجموعه‌ دوجلدی «آئین دادرسی كیفری» نام برد كه در سازمان سمت به چاپ رسیده و در سال ٨٠ نیز به عنوان كتاب برگزیده‌ دانشگاهی انتخاب شده است. كتابهایی از قبیل «نظامهای بزرگ حقوق معاصر»، «دفاع اجتماعی»، «اصول محاكمات جزایی سوریه»، «عدالت كیفری» و «جایگزینهای زندان یا مجازاتهای بینابین»، «حقوق بشر و مفاهیم مساوات، عدالت و انصاف» نیز مواردی از اهتمام ایشان به پژوهشهای حقوقی است.
علاوه بر این موارد، وی تاكنون تعدادی طرح پژوهشی را در دانشگاه تهران عهده‌دار بوده ا‌ست كه برخی از آنها مانند «مهاجرت و جرم در حوزه قضائی كرج» و «جایگزین‌های زندان ...» به عنوان طرحهای برگزیده دانشگاهی شناخته شده‌اند. همچنین بیش از ٢٠ مقاله تألیف شده و تعدادی مقاله ترجمه شده در نشریات داخلی و دو مقاله تألیفی برای نشریات علمی خارج از كشور را در كارنامه علمی خود دارد. تاكنون بیش از ٣٠٠ پژوهش كارشناسی ارشد و ١٠ پژوهش دكتری به راهنمایی و مشاوره ایشان انجام شده است. در ضمن علاوه بر حضور ایشان در كنگره‌ها و مجامع علمی داخلی و خارجی، مجموعه‌های حقوقی و قضایی كشورمان نیز از تجارب ارزنده علمی ایشان در تهیه پیش نویس لوایح «دادرسی اطفال و نوجوانان»، «مجازاتهای اجتماعی» و ... و نیز آموزش ضمن خدمت قضات سراسر كشور و همچنین عضویت ایشان دركمیته ملی تحقیقات بین‌المللی علوم اجتماعی یونسكو (Most) سود جسته‌اند.
یكی از اركان مهم فعالیتهای علمی وی پرداختن به مسائل حقوقی زنان، كودكان و نوجوانان در پرتو مسائل اجتماعی آنهاست. منشأ این آثار، نگرشی است كه در عین مكلف دانستن انسانها، به حقوق آنها نیز به عنوان یك اصل فراموش‌ناشدنی تكیه دارد. مشاركت فعال ایشان در راه‌اندازی دوره كارشناسی ارشد مجتمع آموزش عالی قم و دوره دكتری علوم جزایی و جرم‌شناسی دانشگاه تهران در راستای كمك به تحقق بخشیدن به اینگونه آرمانها بوده است.
اندیشه خلاق این استاد فرهیخته، یاریگر امور اجرایی دانشگاهی نیز بوده است. وی در سالهای نخستین خدمتش سرپرستی دانشجویان دانشكده (معاونت دانشجویی كنونی) را بر عهده داشته است. در سالهای بعد هم در پست معاونت مؤسسه حقوقی تطبیقی، مدیریت گروه علوم جزایی و جرم‌شناسی، معاونت مالی ـ اداری دانشكده حقوق و علوم سیاسی و راه‌اندازی مجدد مؤسسه تحقیقاتی علوم جزایی و جرم‌شناسی دانشگاه تهران نقش ارزنده‌ای داشته و دارند.


مرحوم دكتر احمد متين دفتري



(1350 -1275 ق)، حقوقدان، نویسنده و مترجم. نام پدرش در بعضى مآخذ محمودخان و در بعضى محمدحسین ذكر شده است، در حالى كه محمدحسین نام جد وى مى‏باشد. متین در تهران به دنیا آمد. در شش سالگى به لقب سابق پدرش، اعتضاد لشكر، و به گفته خویش اعتضاد خاقان، ملقب شد و شغل پدر را كه همان لشكرنویسى بود اختیار نمود. او بعدها ملقب به متین‏الدوله گردید. وى پس از اتمام تحصیلات ابتدایى، تحصیلات متوسطه را در مدرسه‏ى آلمانى تهران به پایان برد و زبان‏هاى فرانسه و انگلیسى و آلمانى را آموخت. سپس به استخدام وزارت امور خارجه درآمد. متین دفترى، در 1305 ش، به وزارت دادگسترى وارد شد و پس از چندى به اروپا رفت و موفق به دریافت درجه‏ى دكتراى حقوق گردید. وى در 1318 ش نخست وزیر شد. او چند دوره سناتور و در دوره‏ى پانزدهم مجلس شورا نماینده‏ى مردم مشكین‏شهر بود. از آثارش: «آیین دادرسى مدنى و بازرگانى»، در سه مجلد؛ «روابط بین‏المللى از قدیم‏الایام تا سازمان ملل متحد»؛ «تاریخ مختصر حقوق بین‏الملل»، ترجمه؛ «سیاست جزایى»، فارسى و فرانسه؛ «احكام تفصیلى هیئتهاى عمومى دیوان كشور»؛ «انجمن آثار ملى ایران»، ترجمه؛ «دخالت مستقیم دولت در اقتصاد كشور»؛ «رویه‏ى قضایى»، در چهار بخش؛ «كلید استقلال اقتصادى ایران».[1] استاد ممتاز دانشگاه، حقوقدان و محقق بین‏المللى، سیاستمدار، فرزند محمود دفترى (عین‏الممالك) فرزند میرزا حسین وزیر دفتر فرزند میرزا هدایت‏الله وزیر دفتر فرزند میرزا حسین آشتیانى فرزند میرزا كاظم مستوفى‏الممالك فرزند میرزا محسن آشتیانى است. میرزا محسن از رجال و معاریف اوایل زندیه مى‏باشد اولاد و احفاد وى در یكصد و پنجاه سال اخیر از حكومتگران ایران بوده‏اند. خانواده‏هاى وثوق الدوله، قوام‏السلطنه، معتمدالسلطنه، مصدق‏السلطنه، متین دفترى، دفترى، معاون، فرهاد معتمد، شكوه، دادور و میكده همگى از نسل همین میرزا محسن آشتیانى هستند. متین دفترى در 1314 ه.ق در تهران تولد یافت. هنوز به شش سالگى نرسیده بود كه توارثا منصب لشكرنویسى فوجهاى دماوند و فیروزكوه و پیاده سیستان و مظفر تبریز به او رسید. این شغل قبلا شغل پدرش بوده و پس از آنكه مرحوم به مقام مستوفى ارتقاء یافت به فرمان مظفرالدین شاه با عنوان جناب و لقب اعتضاد لشكر و بعد متین‏الدوله به او واگذار گردید. او از همان اوقات تحصیلات خود را در مكتب خانه جدش وزیر دفتر شروع كرد. پس از یاد گرفتن مقدمات به آموزش زبان عربى و ادبیات فارسى و جغرافیا و حسن خط پرداخت و علوم آن روز را به حد كامل آموخت. سپس وارد مدرسه ایران و آلمان كه به خرج دولت آلمان و ایران تأسیس شده بود گردید و مدت هشت سال در آنجا به تحصیل پرداخت و زبانهاى فرانسه، انگلیسى و آلمانى را به حد كامل یاد گرفت و زبان عربى و معارف اسلامى را نزد شیخ محد عبده تكمیل نمود؛ ضمنا در آموزش بعضى از دروس مدرسه حقوق جدیت تام به خرج داد. در اوایل جنگ بین‏الملل اول وارد وزارت امور خارجه گردید و در اداره تحریرات روس مشغول كار گردید؛ همزمان همكارى خود را با مطبوعات آغاز كرد و در روزنامه عصر جدید اخبار روزنامه رویتر را ترجمه مى‏كرد و ضمنا مقالات مستقل هم مى‏نوشت. متین دفترى هنگامى كه در وزارت خارجه اشتغال داشت تحصیلات خود را ادامه داد و یك دوره كامل فقه و اصول و ادبیات عرب را نزد آقا سید اسدالله خارقانى كه ملاى روشنفكرى بود تحصیل نمود. پس از جنگ بین‏الملل اول با مشاركت مصدق‏السلطنه و نصرت‏الدوله و نظام‏السلطنه و ذكاءالدوله غفارى مجله‏اى به نام مجله علمى دائر كردند كه چند سالى انتشار آن دوام داشت. پس از تعطیل مجله علمى به روزنامه ستاره ایران و زبان آزاد پیوست و در حزب دموكرات عضو فعال گردید. از 1298 نیز دوره مدرسه عالى حقوق را گذراند. به هنگام نخست‏وزیرى وثوق‏الدوله با كمك عبدالرحمن بیك قنسول عثمانى در تهران كه نزد متین دفترى زبان آلمانى فرا مى‏گرفت طرح سجل احوال را در ایران تهیه و تسلیم رئیس دولت كرد. برمبناى همان طرح از آن تاریخ شناسنامه در ایران بوجود آمد و بعدها جنبه‏ى قانونى پیدا كرد. در 1301 ش با حفظ سمت در وزارت امور خارجه نماینده مصدق‏السلطنه والى آذربایجان در تهران شد. در آن هنگام هریك از ولاه یك نماینده در تهران تعیین مى‏نمودند كه كارهاى ایالت را در دوایر دولتى مركز تعقیب كند. چندى هم مستشار ایرانى و مترجم سفارت آلمان بود. آخرین سمتى كه در وزارت امور خارجه بدست آورد ریاست اداره عهود و جامعه ملل بود كه در سازمان جدید وزارت خارجه از ادغام چند اداره تشكیل یافته بود. كتابهاى كلید اقتصادى ایران و كاپیتولاسیون از تحقیقات و مطالعات دوران وزارت خارجه اوست كه همان موقع چاپ و انتشار یافت. در 1306 ش داور اختیارات اصلاح دادگسترى را گرفت و در همان سال عدلیه با سازمان و افراد جدید فعالیت خود را آغاز كرد. متین دفترى و پدرش عین‏الممالك هر دو از افرادى بودند كه به دعوت داور به خدمت قضا اشتغال ورزیدند و با رتبه قضائى اولى به دادیارى و بعد به مستشارى استیناف و دومى به مستشارى دیوان جزاى عمال دولت برگزیده شدند. متین دفترى قریب دو سال در امر قضا با داور همكارى نزدیك داشت و او را در برنامه‏هاى سنگینى كه عهده‏دار شده بود یارى مى‏نمود. در 1308 ش داور را براى مطالعه در سازمان قضائى فرانسه و ادامه تحصیل به اروپا فرستاد و او ضمن كارآموزى در دادگاههاى پاریس و ژنو و برلن دوره دكتراى حقوق را در سویس پایان برد. پس از مراجعت از اروپا مدتى مدیر كل و معاون ادارى بود تا سرانجام در 1310 به معاونت كل وزارت دادگسترى منصوب گردید و در تهیه و تدوین قوانین مهمى چون قانون مدنى، قانون تجارت، آئین دادرسى حقوقى و بازرگانى و اصول محاكمات جزا نقش اساسى داشت. در 1311 مدتى در غیاب داور كه به اروپا سفر كرده بود عهده‏دار كفالت وزارت دادگسترى شد. در همین سمت پرونده تیمورتاش بدست او آماده طرح در دادگاه گردید. در 1312 داور به وزارت دارائى انتقال یافت و قرار بود متین دفترى به وزارت دادگسترى منصوب شود ولى رضاشاه ترجیح داد یكى از قضات قدیمى عهده‏دار این سمت گردد و لاجرم صدرالاشراف دادستان كل به وزارت دادگسترى منصوب شد ولى عملا كارهاى مهم وزارتخانه از قبیل تهیه لوایح و دفاع از آن در كمیسیونهاى دادگسترى با معاون كل بود. متین دفترى در 1313 هنگام تأسیس دانشگاه تهران براى احدى تصدى استادى كرسى حقوق جزاى خصوصى به دانشكده حقوق دعوت شد و قریب چهل سال بدون وقفه در آن دانشكده تدریس مى‏نمود. در همان سال بدنبال تشكیل جمعیت طرفداران سازمان ملل به دبیر كلى آن جمعیت برگزیده شد. داور براى تعقیب اصلاحات دادگسترى و تكمیل خدمات خود تلاش مى‏نمود تا متین دفترى كه دست پرورده او بود به مقام وزارت برسد. سرانجام در 1315 صدرالاشراف از وزارت معزول و متین دفترى جاى او را گرفت. دكتر متین دفترى در خاطرات خود درباره انتصاب به وزارت دادگسترى چنین مى‏نویسد: «در تابستان 1315 به مناسبت این كه مدتى بود جمعیت طرفدار جامعه ملل را هم من در دانشكده حقوق ضمن تدریس در آنجا به موازات كارهاى معاون وزیر دادگسترى اداره مى‏كردم به دعوت مسیو آونول دبیر كل جامعه ملل به اتفاق همسرم از راه زمینى بغداد و بیروت عازم ژنو شدم و صبح روزى كه كشتى مركوب، پس از یك هفته مسافرت بسیار مطبوع در آبهاى مدیترانه وارد بندر تریست مى‏شد به من در رستوران كشتى خبر رسید كه رئیس شهربانى بندر براى ملاقات من به سالن كشتى آمده است و در چند ثانیه با خیالات مشوش از پلكان رستوران به طرف سالن بالا مى‏رفتم افسرى با انیفورم پرزرق و برق دیدم كه با بلند كردن دست و سلام فاشیستى استقبالم كرد و پاكتى به دست من داد. آن را گشودم تلگرافى بود به امضاى آقاى محمد ساعد مراغه وزیر مختار ایران در رم در یك جمله كوتاه با این عبارت تكان‏دهنده «حسب‏الامر فورا به تهران مراجعت فرمائید.» بدون هیچ توضیحى كه همین ابهام انسان را همیشه دچار توهمات و حدسیات بدى مى‏كند مراجعت با كشتى كه زودتر از یك هفته حركت نمى‏كرد عملى نبود ناچار با راه‏آهن حركت كردم كه پس از عبور از سویس و آلمان از راه روسیه به ایران برگردم به ژنو كه رسیدم نصرالله انتظام در هتل بدیدنم آمد و از منصورالسلطنه نماینده ایران در جامعه ملل پیغام آورد به موجب تلگرافى كه از وزارت خارجه رسیده است من مجاز نیستم در ژنو با دبیر كل جامعه ملل تماس بگیرم و به اصطلاح در آنجا آفتابى شوم و اضافه مى‏كرد منصورالسلطنه از وصول این تلگراف براى من نگران شده است اما من با اعتماد به نفس به سفر بازگشت ادامه دادم و روزهاى طولانى این مسافرت را در آن اوان كه هنوز هواپیماى كشورى و تجارتى بین‏المللى دائر نشده بود در راه‏آهن بطئى‏السیر روسیه طى مى‏كردم و روزى كه كشتى ما وارد بندر پهلوى شد و نمى‏دانستم چه سرنوشتى در انتظار من است دیدم اتومبیل وزارت دادگسترى جلوى بندر حاضر است و در آنجا مطلع شدم شاه از محاكمه جزائى عده‏اى كه در زمان تصدى آقاى على منصور در وزارت راه مشاغلى به عهده داشتند و متهم شده بودند ناراضى است و وزیر دادگسترى از خدمت معاف شده است.» متین دفترى مدت سه سال وزیر دادگسترى بود و با همان شدت و حدت كه در داور وجود داشت وضع قوانین جدید را ادامه داد. در 1317 به عضویت فرهنگستان برگزیده شد و در همان سال در رأس سازمان جدیدى به نام سازمان پرورش افكار قرار گرفت. سرانجام در آبان ماه 1318 به هنگام افتتاح مجلس دوازدهم از طرف رضاشاه نخست‏وزیر شد. او درباره نخست‏وزیر شدن خود در خاطراتش چنین مى‏نویسد: «یك شب در هیئت وزیران كه من هنوز وزیر دادگسترى بودم و تازه جنگ جهانى دوم شروع شده بود شاه یك مسئله مهم بین‏المللى را براى یك اقدامى كه در نظر داشت مطرح كرد و عاقبت به همه امر فرمود مقاله‏اى بنویسند و بوسیله رئیس دفتر مخصوص هرچه زودتر به عرض برسانند، عینا مثل یك امتحان كتبى كه معلم به شاگردان خود مى‏دهد. روزى كه من مقاله خود را تسلیم كردم مرحوم شكوه اظهار داشت شاه فرموده‏اند براى بهترین مقاله جایزه درنظر گرفته‏اند. از جایزه خبرى نشد و شاه هم راجع به آن موضوع دیگر چیزى نفرمودند ولى چندى نگذشت كه روز افتتاح مجلس (دوره دوازدهم قانونگزارى) كه على‏الرسم دولت مستعفى و كابینه جدید معرفى مى‏شود شاه من را مأمور تشكیل كابینه فرمودند. من چون خودم هیچ اقدامى براى احزار این مقام نكرده بودم و اصلا در آن زمان این گونه تشبث‏ها مجاز و معمول نبود حدس زدم كه مقاله من در این تصمیم شاهانه شاید بى‏تأثیر نبود یا لااقل یكى از عوامل آن بوده است». نخست‏وزیرى متین دفترى زیادى طولانى نشد. در تیرماه هزار و سیصد و نوزده یعنى پس از 8 ماه زمامدارى مغضوب و از كار بركنار و مدتى در بازداشت و تا شهریور بیست در منزل خود تحت‏نظر بود. در 1322 از طرف متفقین به جرم ژرمانوفیلى بازداشت شد. مدتى در اراك و مدتى در رشت در اسارت انگلیس و روس بسر برد تا سرانجام از این مخمصه جان سالم به در برد. در بهمن 1324 كه وضع كشور در اثر وقایع آذربایجان رو به وخامت مى‏رفت و تدابیر حكیمى بى‏ثمر ماند، مجلس چهاردهم در روزهاى آخر عمر خود قوام‏السلطنه را با اكثریت بسیار ضعیفى به نخست‏وزیرى انتخاب كرد. قوام براى استحكام كابینه خود دو تن از نخست‏وزیران سابق را به عضویت كابینه دعوت كرد؛ سهام‏السلطان بیات را براى وزارت دارائى و دكتر متین دفترى را براى وزارت مشاور. بعد با تعیین سایر وزیران قوام هیئت دولت را به شاه معرفى كرد ولى هنگام معرفى وزیران به مجلس از معرفى متین دفترى خوددارى نمود. متین دفترى در این زمینه در یادداشت‏هاى خود چنین متذكر شده است. «در اواخر دوره چهاردهم مجلس شوراى ملى در ایامى كه اختلافات ایران و شوروى در آذربایجان برپا شده بود آقاى قوام به نخست‏وزیرى منصوب شد. ایشان قبل از تشكیل كابینه به این فكر افتادند كه هیئت بزرگ و برجسته‏اى مركب از بعضى رجال به مسكو اعزام دارند و آن موقع تصمیم نداشت شخصا به این مسافرت برود لذا به اینجانب مراجعه و اظهار كرد میل دارم شما كه در امور بین‏المللى وارد مى‏باشید و تخصص در چنین مسائل دارید ریاست این هیئت را قبول و به اتحاد جماهیر شوروى مسافرت كنید و بعد براى اینكه این هیئت به دولت انتساب نزدیكترى داشته باشد تكلیف قبول وزارت مشاور را نمود و اینجانب هم نظر به اوضاع باریك آنروز كه در منتهاى وخامت و تیرگى بود با این نظر موافقت و مشغول مطالعه سوابق كارهاى مربوط به مأموریت مسكو گردیدم. روز 25 بهمن 1324 من و سایر اعضاء كابینه به اعلیحضرت همایونى معرفى شدیم و فرمانى دائر بر وزارت مشاور من صادر گردید. مظفر فیروز و بعضى اشخاص دیگر كه نقشه‏هائى داشتند از شركت من در كابینه نگران شده و یقین داشتند با بودن دكتر متین دفترى در كابینه عرصه بر آنها تنگ خواهد شد و نخواهند توانست قوام را هرطور بخواهند بگردانند. بدین جهت به قوام اینطور تلقین كردند كه اگر دكتر متین دفترى چندى در دولت بماند كارها را قبضه خواهد كرد و جاى شما را خواهد گرفت. اما حقیقت این بود كه عمال نفت جنوب میل داشتند كسانى به مسكو بروند كه مورد اعتماد خودشان باشند و با دكتر متین دفترى مخالف بودند، براى این كه از او در زمان نخست‏وزیرى‏اش صدمه خورده و براى انتقام هنگام اشتغال ایران به زندان متفقینش انداخته بودند و این نكته روزى به ثبوت رسید كه در حبس متفقین از من استنطاق كرده بودند چرا در زمان نخست‏وزیرى به كمپانى فشار مى‏آوردى و مى‏خواستى امتیاز 1933 را ملغى كنى. دست‏نشاندگان مصطفى فاتح به قوام فشار آوردند كه دكتر متین دفترى را به مجلس معرفى نكند. قوام كه از هر طرف گرفتار عمال اجنبى شده بود بودن ذره‏اى استقامت از آقاى سید محمد صادق طباطبائى رئیس مجلس شوراى ملى خواهش كرد كه دكتر متین دفترى را ملاقات و به ایشان اطلاع دهند كه فراكسیون حزب توده در مجلس مخالف شركت ایشان در كابینه است و در موقع معرفى به مجلس جنجال برپا خواهند كرد چه خوب است از وزارت استعفا دهید.» متین دفترى با وجودى كه عده‏اى چون طباطبائى و سهام‏السلطان و مظفر فیروز به او تكلیف استعفا كردند نپذیرفت و قوام نیز او را به مجلس معرفى نكرد. در انتخابات دوره پانزدهم كه كلا به دست حزب دموكرات قوام‏السلطنه انجام گرفت متین دفترى یكى از نه كاندیداى دكتر مصدق براى مجلس بود. براى جلوگیرى از رویه حزب و بى‏طرفى در انتخابات متین دفترى به اتفاق عده‏اى از رجال در دربار متحصن شدند ولى این تحصن نتیجه‏اى نداد و انتخابات تهران مطابق میل قوام‏السلطنه انجام گرفت. متین دفترى با وجودى كه قوام‏السلطنه و حزب دموكرات از یكطرف و رزم‏آراء رئیس ستاد ارتش از طرف دیگر مخالف انتخاب وى به نمایندگى مجلس بودند در همان دوره از صندوق مشگین شهر سر درآورده و در زمره وكلاى دوره پانزدهم قرار گرفت. هنگام طرح اعتبارنامه او عباس نراقى وكیل كاشان و عضو فراكسیون دموكارت ایران كه یكى از پنجاه و سه نفر محكومین توده‏اى دوره وزارت دادگسترى متین دفترى بود به مخالفت پرداخت و یكى از وكلاى آذربایجان از او دفاع كرد. سرانجام اعتبار نامه او به تصویب رسید. متین دفترى براى ساقط كردن كابینه قوام‏السلطنه دست به اقدامات دامنه‏دارى زد، نطق مفصلى راجع به جریان انتخابات تهران نمود. باید او را یكى از عوامل سقوط قوام به حساب آورد. در 1328 شاه تصمیم به تشكیل مجلس مؤسسان و تغییر در قانون اساسى به نفع خود نمود. براى اینكه كار خود را موجه قلمداد كند عده زیادى از رجال صدر مشروطیت كه در آن تاریخ حیات داشتند و همچنین تنى چند از رجال حقوقدان را به كاخ خود دعوت كرد و منظور و مقصود خود را براى تشكیل مجلس مؤسسان و تغییر مواد قانون اساسى مطرح كرد و سران قوم همه نظر شاه را تأیید كردند. تنها متین دفترى در آن جلسه به مخالفت پرداخت و شاه را از شبیخون زدن به قانون اساسى برحذر داشت و سرنوشت شاه را با عاقبت محمد على شاه مقایسه نموده بود. سخنان متین دفترى در آن جلسه به اندازه‏اى تند و شدید بود كه سرانجام شاه به او گفته بود «خفه شود فضولى نكن». اولین انتخابات مجلس سنا كه توسط طبقه باسواد و به طریق دو درجه‏اى انجام گرفت متین دفترى سناتور دوم تهران شد. در اوایل 1329 كه شایعه نخست‏وزیرى سپهبد رزم‏آرا در اذهان قوت گرفت او به مخالفت برخاست و روزى كه شاه فرمان نخست‏وزیرى او را توشیح كرد به ملاقات شاه رفت و از سوء تدبیر شاه در انتخاب رزم آرا و ظهور دیكتاتور جدید، شاه را مذمت و لعن و نفرین كرد. او به شاه گفته بود با این عمل جسد پدر خود را آتش زدى. در مجلس سنا در صف اول مخالفین رزم‏آرا قرار گرفت، با وجودى كه دو برادرش از همكاران نزدیك رزم‏آرا بودند- سرتیپ دفترى ریاست شهربانى و دكتر عبدالله دفترى وزیر اقتصاد را برعهده داشتند، متین دفترى با برنامه دولت به شدت مخالفت كرد و طى سخنان طولانى از سناتورها تقاضا نموده كه به او رأى اعتماد ندهند و رزم‏آرا با تلاش فراوان و برخوردارى كامل از حمایت شاه رأى اعتماد ضعیفى در مجلس سنا بدست آورد. در 1330 متین دفترى از طرف مجلس سنا به اتفاق دو سناتور دیگر مأمور نظارت در اجراى قانون ملى شدن صنعت نفت و خلع ید از شركت غاصب انگلیسى شد. احاطه وى به مسائل بین‏الملى موحب شد قانون مزبور بدون درد سر به مرحله اجرا درآید. او در معیت دكتر مصدق به سازمان ملل رفت و نفوذ وى در بین نمایندگان سازمان ملل تأثیر شگرفى بر جاى گذاشت. در 1331 وقتى لایحه مصادره اموال قوام‏السلطنه دشمن دیرین او را پس از تصویب مجلس شوراى ملى به مجلس سنا بردند در كمیسیون دادگسترى كه ریاست آن با متین دفترى بود به سختى ایستادگى نمود و آن را مخالف قانون اساسى دانست. همان استقامت او موجب انحلال مجلس سنا در دوره مصدق گردید. بعد از كودتاى 28 مرداد كه حكومت كشور به دست سپهبد زاهدى به راه دیكتاتورى كشیده شد، متین دفترى در مقام مقابله با دولت برآمد و از انتخابات دوره هیجدهم مجلس شوراى ملى و دوم سنا انتقاد كرد و نامه سرگشاده‏اى به انجمن نظار انتخابات دوره دوم مجلس سنا نوشت و سرانجام طى نامه‏اى كه به جراید فرستاد انتخابات را تحریم نمود ولى پس از انجام انتخابات متین دفترى این بار به عنوان سناتور انتصابى به سنا رفت و از این تاریخ تا به هنگام مرگ دیگر آن شور و هیجان سابق را نداشتند، فقط در تنقیح لوایح دولت مى‏كوشید، گاهى نیز در مخالفت با دولت‏ها برمى‏آمد. در حكومت منصور در 1343 كه منجر به افزایش بهاى نفت و بنزین شد او مردانه ایستاد ولى پس از آن سكوت اختیار كرد؛ به همین سبب تا آخر عمر شغل سناتور انتصابى را براى خود حفظ نمود. در اواخر عمر براى حفظ خویش، از مدیحه سرائى و تجلیل از مقام سلطنت خوددارى نمى‏كرد و بیشتر دلخوش به ریاست كمیسیون دادگسترى مجلس سنا و ریاست كمیسیون بین‏المجالس و ریاست جمعیت طرفداران سازمان ملل در ایران و مسافرتهاى متعدد مجانى بود. دكتر احمد متین دفترى در تیرماه 1350 در تهران درگذشت و در باغچه علیجان حضرت عبدالعظیم به خاك سپرده شد. متین دفترى مردى به تمام معنى دانشمند و محقق بود، در مسائل حقوقى خاصه امور بین‏المللى تبحر داشت، به طورى كه دانش او در این زمینه مورد تأیید خارجیان بود. با غالب رجال بزرگ هم عصر خود در دنیادوستى و مراوده داشت، دقیقه‏اى از مطالعه غافل نبود، به تدریس در دانشگاه عشق مى‏ورزید، حتى در دوران نخست‏وزیرى خود هم در كلاس درس حضور مى‏یافت. سه مجلد آئین دادرسى مدنى و بازرگانى نشانگر تبحر و احاطه او به درس دانشگاهیش مى‏باشد. وقتى در 1349 او را بازنشسته و استاد ممتاز نمودند به اندازه‏اى متأثر و غمگین شد كه مرتبا مى‏گفت استاد ممتاز یعنى تشییع جنازه در زمان حیات. متین دفترى از تمكن مالى برخوردار بود، ولى فوق‏العاده خسیس و صرفه‏جو بود و از این رو همه ساله به ثروت او اضافه مى‏شد وقتى بین او و حائرى‏زاده اختلاف نظر حاصل شد و از تربیون مجلس شوراى ملى و از میز خطابه مجلس سنا به لجن مال كردن یكدیگر پرداختند حائرى‏زاده به او نسبت سوء استفاده داد و حتى او را متهم كرد یكى از ساختمانهاى او در خیابان لاله‏زار نو دستخوشى است كه از كمپانى اشكودار براى ساختن كاخ دادگسترى گرفته است. ولى چنین چیزى صحت ندارد، او ذاتا مردى ممسك بود و از طریق توارث نیز مال زیادى برده بود ولى از جوانى به علت سخت بودن در معامله به ثروت خود افزود. خوب به خاطر دارم او كتابهاى دانشگاهى خود را براى اینكه پورسانتى به كتاب فروش ندهد شخصا در دانشكده به دانشجویان عرضه مى‏نمود و در پشت كتاب نیز امضاء مى‏نمود اگر دانشجوئى كتاب بدون امضاى او را در دست داشت مواخذه مى‏شد. متین دفترى از زمره رجالى است كه دشمنان پروپا قرصى داشت و تا آخر عمر از این دشمنیها بى‏بهره نبود، گرچه تولد و شكوفائى او در دوره دیكتاتورى رضاشاه بود ولى همیشه با دیكتاتورى و قانون‏شكنى مبارزه مى‏كرد یا حداقل تظاهر به این موضوع مى‏نمود. پس از شهریور 20 كه تب حمله انتقاد به رضاشاه بالا گرفت. متین دفترى هم كه مدتى وزیر و نخست‏وزیر آن عصر بود از تهمت و افترا مصون نماند. مخصوصا حزب توده براى انتقام‏گیرى از بازداشت 53 نفر كه در دوره وزارت دادگسترى او انجام یافته بود چه نسبتها كه به او نداد. سازمان پرورش افكار و یا به قول متین دفترى افسانه دستنبد زدن به قاضى زنجان را آنچنان بزرگ و مهیب نمودند كه هیچ كانون وكلائى قادر به دفاع از آن نبود. رویهمرفته دكتر احمد متین دفترى مردى باسواد و حقوقدان، باهوش، با پشتكار، و در عین حال جاه طلب، پول دوست، به اقتضاى زمان مطیع، متظاهر و خودپسند بود. او تصور مى‏كرد همه به او دین دارند و دامنه توقعات او از مردم بسیار زیاد بود. او به سه زبان دنیا یعنى فرانسه و انگلیسى و آلمانى تسلط داشت. زبان فارسى و عربى را بخوبى آموخته بود، بسیار شیرین و دلنشین چیز مى‏نوشت، به همان میزان كه در نوشتن مسلط بود در نطق و بیان عاجز و قاصر بود. او در جوانى با یكى از دختران مصدق‏السلطنه عموى پدر خود عقد نكاح بست و صاحب دو پسر و یك دختر گردید. یكى از پسرانش علم حقوق خواند، دیگرى زیست‏شناسى را تعقیب كرد، یگانه دخترش هم نقاش قابلى بود. تألیفات متعددى دارد از جمله كلید استقلال اقتصادى ایران، كاپیتولاسیون، محاكمات فورى، دخالت مستقیم دولت در اقتصاد، آئین دادرسى مدنى و بازرگانى سه جلد، حقوق جزاى خصوصى، روابط بین‏المللى از قدیم‏ترین ایام. ضمنا همه ساله قمستى از خاطرات خود را نوشته با نثر خوب به عنوان پیام نوروزى تهیه و به دوستان هدیه مى‏نمود. حین‏الفوت 73 سال داشت. دكتر متین دفترى سالها پروانه وكالت دادگسترى داشت به همین دلیل پس از فوت مرحوم آسید هاشم وكیل، وكلاى دادگسترى او را به ریاست كانون انتخاب كردند، لیكن پرتو وزیر وقت دادگسترى با او از در مخالفت درآمد و نگذاشت او در رأس كانون باقى بماند.

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)



آیت‌الله دکتر سید محمد موسوی بجنوردی




آیت‌الله دکتر سید محمد موسوی بجنوردی در سال 1322 در نجف اشرف متولد شد ولی در شناسنامه وی 1324 به عنوان سال تولد رقم خورده است. ایشان تحصیلات علوم حوزوی و دینی خود را در ایران و نجف اشرف به انجام رساندند.وی به مدت 30 سال در محضر استادان درجه اول فقه و اصول و فلسفه از جمله مرحومان امام خمینی (س)، پدر معظم ایشان آیت‌الله العظمی میرزا سید حسن بجنوردی ـ صاحب کتاب القواعد الفقهیه و مرجع تقلید وقت ــ آیت‌الله خویی و آیت‌الله حکیم در نجف‌اشرف به فراگیری علوم دینی پرداخت. موسوی بجنوردی که دروس جدید و حوزوی را با هم می‌خواند در 18 سالگی کفایتین (سطح 3) را به پایان رساند. وی کفایتین و شرح منظومه ملاهادی سبزواری و اسفار را نزد آیت‌الله شیخ صدرا بادکوبه‌ای خواند و در سال 1340 درس خارج را نزد پدر بزرگوار خود و حضرت آیت‌الله العظمی سید محسن حکیم گذراند.

پس از تبعید حضرت امام خمینی (س) به نجف اشرف در بهار 1344 یکی از شاگردان همیشگی دروس ایشان در تمام 14 سال اقامتشان و سید محمد موسوی بجنوردی بود. همزمان با حضور در درس خارج امام و موسوی بجنوردی به مدت 12 سال در کلاسهای آیت‌الله العظمی خویی نیز حاضر می‌شدند. ایشان در طول این مدت در مسجد جامع نجف اشرف (هندی) رسائل و مکاسب و کفایتین را به زبان عربی برای شیعیان کشورهای عرب زبان همچون عراق، لبنان، سوریه و مصر تدریس می‌کردند.

سید عباس موسوی و شیخ راغب حرب از شهدای برجسته حزب‌الله لبنان از شاگردان آیت‌الله موسوی بجنوردی در آن دوران بودند.

رابطۀ استاد و شاگردی آیت‌الله موسوی بجنوردی با حضرت امام چنان محکم شد که پس از مراجعت امام از نجف به پاریس وی نیز حضرت امام را همراهی کردند.

موسوی بجنوردی پس از پیروزی انقلاب به ایران آمدند و در دفتر استفتاتات حضرت امام مشغول به کار شدند. در سال 1359 به دستور امام راحل و دادگاه عالی قضات را راه‌اندازی کرد. ایشان از سال 1360 به مدت دو دوره تا سال 1368 به عضویت شورای عالی قضایی درآمدند که تا ارتحال حضرت امام و تغییر در قانون اساسی (که منجر به حذف شورای عالی قضایی شد) ادامه داشت. در این شورا بخش مهمی از تدوین قوانین و اصلاحیه‌های مربوط به قانون مدنی و آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی و نظارت مستقیم بر احکام همۀ دادگاهها بر عهدۀ ایشان بوده. همزمان با این فعالیتهای اجتماعی و امور اجرایی کار تدریس و تحقیق در دانشکده‌های حقوق دانشگاه‌های شهید بهشتی و تربیت مدرس و نیز دانشکدۀ الهیات دانشگاه تهران را دنبال کردند. در سال 1368 به رتبۀ دانشیاری و در سال 1382به رتبه استادی رسیدند و تاکنون رسماً در دانشکده‌های حقوق، الهیات دانشگاههای قم (کارشناسی ارشد)، تربیت مدرس، تهران، امام صادق (ع)، شهید بهشتی آزاد (کارشناسی ارشد و دکتری)، پژوهشکدۀ امام خمینی (س)، انقلاب اسلامی (کارشناسی ارشد) و موسسۀ عالی بانکداری ایران (کارشناسی ارشد) مشغول به تدریس در این مراکز هستند و همچنین دو درس خارج فقه و اصول را هر روز در حوزۀ علمیه تدریس می‌کنند.

ایشان از سال 1371 عضو هیأت علمی و ریاست گروه الهیات دانشگاه تربیت معلم (خوارزمی) بودند و در حال حاضر رئیس گروه الهیات و رشتۀ حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه می‌باشند.
از ایشان در داخل کشور بیش از 40 مقاله در مجلات علمی و 13 جلد کتاب با عناوین زیر منتشر شده است که بعضاً عنوان کتب درسی رشتۀ حقوق در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری مورد توجه استادان و دانشجویان قرار گرفته است.
عقد ضمان؛
علم اصول؛
فقه تطبیقی؛
فقه تطبیقی و بخش جزایی (جلد دوم)؛
قواعد فقهیه جلد 1 و 2؛
مجموعه مقالات فقهی، حقوقی، فلسفی و اجتماعی 5، 4، 3، 2، 1؛
مصادر التشریع عندالامامیة و السنة (به زبان عربی)
مقالات اصولی.
آیت‌الله موسوی بجنوردی از اواسط دهۀ هفتاد ارتباطات علمی مستمری با دانشکده حقوق دانشگاه محمدالخامس مراکش داشته است. ایشان رفت و آمد و تدریس در مراکش را بسیار مفید دانسته و از این بابت بسیار اظهار خرسندی داشته‌اند.
سال گذشته آیت‌الله موسوی بجنوردی به دانشگاه سن ژوزف (القدیس یوسف) لبنان دعوت شدند و جلسات علمی را در آن دانشگاه که شاخه‌ای از دانشگاه سوربن می‌باشد. برگزار کردند.
در اردیبهشت 1381 آیت‌الله موسوی بجنوردی به دعوت دکتور سید طنطاوی شیخ الازهر به مصر رفت و ضمن ارائۀ جلساتی در خصوص «نقش عقل در شریعت» ارتباطات علمی را با دانشگاه الازهر و عین‌الشمس برقرار کردند.


دكتر بهروز اخلاقي


خلاصه : بهروز اخلاقي در سال 1316 در شهر بندر تركمن بدنيا آمد. ايشان داراي مدرك دكتراي رشته حقوق خصوصي از دانشكده حقوق و علوم اقتصادي
اكس مارسي (Aix- Marseills) فرانسه در سال ۱۳۵۰ است. وي هم اكنون عضو هيئت علمي و دانشيار دانشكده حقوق و علوم سياسي/گروه حقوق عمومي دانشگاه تهران مي باشد.
گروه : علوم انساني
رشته : حقوق
والدين و انساب : پدر بهروز اخلاقي با توجه به اينكه در سازمان تازه تأسيس راه آهن استخدام شده بود او مأموريت يافته بود به شهر بندر تركمن نقل مكان كند و در آنجا مشغول به كار شود. بهروز اولين پسر و فرزند خانواده از هفت فرزند خانواده است. چهار برادر ديگر او در كشورهاي ديگر رحل اقامت افكنده اند. اما اولين برادر ارشد نتوانسته خود را راضي به مهاجرت از كشور كند.نادر اخلاقي ششمين فرزند خانواده و برادر بهروز فارغ التحصيل دانشگاه سوئد و مهندس ارشد شركت نوكيا است و در پروژه نسل سوم تلفن همراه آن شركت در كپنهاگ كار مي كند و حسن اخلاقي فرزند آخر خانواده، باز فارغ التحصيل سوئد است و مشغول به كار در شركت اريكسون و نماينده و مدير اجرايي پروژه هاي اريكسون در هند، چين، تايوان، هنگ كنگ و ايران مي باشد.
خاطرات کودکي : بهروز اخلاقي به ياد مي آورد كه در دوره دبستان در رشته ورزشي پينگ پنگ فعال بوده و در زمينه زيبايي اندام هم كار مي كرده و البته به ياد دارد كه هر يك از پايه هاي ۶ گانه دوره ابتدايي را در يكي از شهرهاي شمال كشور طي نموده است. به علت ابتلاي او به بيماري تب مالت، پدرش مجبور مي شود به تهران بيايد و درواقع خانواده آنها تن به مهاجرت ديگر مي دهند و بهروز دوره متوسطه را در دبيرستان بوعلي سيناي تهران سپري مي كند. دبيرستاني كه دانش آموزان آن را دانشگاه بوعلي سينا ناميده اند؛ به خاطر آزادي رفت و آمد به كلاسهاي درس.دكتر اخلاقي ياد مدير مدرسه - آقاي چمني - را بعد از چند دهه گرامي مي دارد. مي گويد: «به من مي گفت با اين علاقه اي كه تو به ادبيات و علوم انساني داري روزي شايد رجلي خواهي شد»
تحصيلات رسمي و حرفه اي : تحصيلات رسمي بهروز اخلاقي به ترتيب زير است:
- اخذ مدرك ديپلم در سال ۱۳۴۰ از دبيرستان بوعلي سيناي تهران.

- اخذ مدرك كارشناسي قضايي از دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، ۱۳۴۳.

- اتمام دوره دكتراي حقوق خصوصي از دانشگاه تهران، ۱۳۴۴.

- اخذ مدرك دكتراي حقوق خصوصي از دانشكده حقوق و علوم اقتصادي
اكس مارسي (Aix- Marseills) فرانسه در سال ۱۳۵۰.
- طي دوره حقوق تجارت و تجارت بين الملل در دانشكده حقوق دانشگاه آكسفورد oxford University ۵۶ – ۱۳۵۵

خاطرات و وقايع تحصيل : از خاطرات بهروز اخلاقي مي توان به چند مورد زير اشاره مي شود:
«خوشبختانه وقتي وارد پاريس شدم يكي از همكلاسي هاي سابقم كه دو سه سال قبل از من رفته بود پيدايش كردم. من غريب را دريافت. ديد من هاج و واجم. مرا برد و بعضي خيابان هاي معروف پاريس را نشانم داد و گفت نترس آنجور درسها هم سنگين نيست. مدتي در پاريس بودم و بعد با قطار به جنوب فرانسه رفتم.»

فعاليتهاي ضمن تحصيل : بهروز اخلاقي درسال ۱۳۳۶ تحصيل در رشته هاي حقوق و همچنين زبان و ادبيات فرانسه را به موازات هم در دو دانشكده حقوق و ادبيات دانشگاه تهران شروع مي كند ولي در سال سوم به ناچار مجبور مي شود به دليل ممنوع بودن تحصيل در دو رشته، رشته زبان فرانسه را ناتمام بگذارد و تحصيل در رشته حقوق را ادامه دهد. در سال ۱۳۴۰ تحصيل در مقطع دكتراي حقوق خصوصي را آغاز مي كند. در سال ،۱۳۴۳ در آزمون بورسيه اعزام به خارج موفقيت حاصل مي كند. بورسيه اي كه توسط انجمن فرهنگي ايران و فرانسه ترتيب داده شده بود و يكي از شروط آن آشنايي به زبان فرانسه بود.
استادان و مربيان : آيت الله سنگلجي از اساتيد بهروز اخلاقي بود كه ايشان در باره او چنين مي گويد: «مرحوم سنگلجي روحاني تمام عياري بود و بي نياز از مناصب دولتي. عشق مي ورزيد به دانش فقه، دانشكده و دانشجويان و بسيار شوخ بود و همه ما را تحت تأثير قرار داد. علاوه بر محيط دانشكده، منزلي داشت كه اسمش رواق بود و بچه ها مي رفتند روزهاي تعطيل در رواق و گفت وگو و مباحثه داشتند. او بزرگترين تأثير را بر من و بر همه ما گذاشت.» از دكتر سيد حسن امامي هم به نيكي ياد مي كند. «دكتر امامي استاد مسلم حقوق مدني بود و امام جمعه تهران. واقعاً نمونه تقوا و فضيلت و دانش بود. زماني نماينده مجلس بود و بعداً خودش را از سياست كنار كشيد و آمد صرفاً در دانشكده حقوق با بچه ها سرو كله مي زد.» نام استاد راهنماي فرانسوي اش را به ياد مي آورد: دو.لاپرادل (Dela Pradelle)؛ استاد حقوق هوايي و حقوق و حقوق بين الملل عمومي كه متخصص مسائل هواپيمايي بوده و اخلاقي هم به همين دليل او را به عنوان استاد راهنماي خود برمي گزيند.
«يكي از خصوصياتش اين بود كه هميشه مي گفت من عاشق ايرانم و وقتي دوره دكترا در دانشكده حقوق تأسيس شد از ايشان دعوت كردند براي افتتاح دوره دكتراي حقوق بين الملل عمومي را در اولين دوره درس بدهد.»
استاد شاخص ديگر او در فرانسه پروفسور ادينه (Audinet) بوده؛ استاد حقوق بين الملل خصوصي. «دو سه سال پيش كه به اتفاق همسر و بچه هايم رفتيم، توفيق ملاقاتش را پيدا كردم. پدرش هم در دانشگاه اكس مارسي سابقه تدريس داشت.»




هم دوره اي ها و همکاران : دكتر عراقي، دكتر آشوري، دكتر دروديان، دكتر محمدي، دكتر كاتوزيان، دكتر صفايي و دكتر الماسي برخي از استادان شاخص كنوني دانشكده حقوق دانشگاه تهران هستند كه با بهروز اخلاقي همدوره بوده اند.
همسر و فرزندان : بهروز اخلاقي متاهل است.يكي از پسران بهروز اخلاقي در رشته حقوق از دانشگاهي در آمريكا فارغ التحصيل شده و قرار است در يك مؤسسه حقوقي در واشنگتن در زمينه وكالت اختراعات كارآموزي كند و بعد از يك سال به ايران بيايد. ايشان مي فرمايند:«قرار بر اين بوده كه در آنجا كارآموزي كند و با سيستم دعاوي عملي آشنا شود و بعد از بازگشت به ايران، من و همسرم اين دفتر حقوقي را به ايشان بدهيم و از ايشان تقاضاي بازنشستگي كنيم.»

وقايع ميانسالي : بهروز اخلاقي بدون دفاع از تز دكترايش در دانشگاه تهران، با هواپيما به فرانسه مي رود تا در دانشگاه اكس - مارسي در جنوب آن كشور دكتراي حقوق خصوصي بخواند و موفق هم مي شود معتبرترين نوع دكترا درفرانسه يعني دكتراي دولتي كه عمدتاً به اتباع آن كشور اعطا مي شود دريافت كند و به ايران مراجعت كند، در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران عضو هيأت علمي شود و تا اكنون يعني به مدت ۳۴ سال صرفاً در اين دانشكده به تدريس حقوق هوايي و تجارت و تجارت بين الملل بپردازد و آنچنان مهارتي در اين حوزه ها پيدا كند كه دانشكده حقوق تهران به اسم كمبود نيروي انساني مجرب به تقاضاي بازنشستگي او جواب رد بدهد. ايشان دراين باره چنين مي گويد:
«سي و چهار سال است كه من در خدمت دانشكده حقوق دانشگاه تهران هستم. افتخار دارم كه دين خودم را به اين دانشكده ادا مي كنم. چند سالي است كه پي در پي تقاضاي بازنشستگي كرده ام ولي چون مي گويند استاد دوره دكترا و فوق ليسانس به اندازه كافي نيست با تقاضاي من مخالفت مي شود. اميدوارم كه امسال موافقت كنند.» او در فرانسه از تزش با عنوان «سازمان هواپيمايي كشور و آمايش سرزمين» دفاع مي كند. درزماني كه اخلاقي از تزش دفاع مي كند چند فرودگاه تهران، آبادان، مشهد و اصفهان در ايران داير بوده اند و اين دانشجوي ايراني به اين نتيجه مي رسد كه براي توسعه اقتصادي و ارتباطات كشور بايد دست كم ۳۰ فرودگاه در كشورمان تأسيس شود.
مي گويد احداث راه آهن سراسري ايران باعث شد شهرهاي متروك و يا حتي كوچكي مثل ساري رونق و شكوفايي پيدا كند.

مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : سمتهاي اداري مورد تصدي بهروز اخلاقي به قرار زير است:
معاون آموزشي و پژوهشي دانشكده حقوق دانشگاه تهران، ۵۳-۱۳۵۰.

رئيس كتابخانه دانشكده حقوق دانشگاه تهران، ۱۳۵۵.

مدير گروه حقوق عمومي دانشكده حقوق دانشگاه تهران، ۵۷-۱۳۵۵.

استاديار دانشكده حقوق دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۰.

دانشيار دانشكده حقوق دانشگاه تهران از سال ۱۳۵۵ تاكنون.

عضو انجمن بين المللي وكلاي دادگستري (IBA)

عضو كانون وكلاي دادگستري آمريكا (ABA)

عضو انجمن حقوقي آسيا و اقيانوسيه (Law Asia).

عضو مركز مطالعات حقوق بين المللي (CILS)

عضو كنسرسيوم حقوق تجارت بين الملل (IBLC)

مؤسس و مدير انجمن حقوق خصوصي ايران از سال تأسيس (۱۳۷۵) تاكنون.

عضو كانون وكلاي دادگستري مركز از سال ۱۳۶۰ تاكنون.


فعاليتهاي آموزشي : عناوين دروس آموزشي ارائه شده توسط بهروز اخلاقي به قرار زير است:

كارشناسي ارشد
• حقوق تجارت


• حقوق تجارت بين الملل ومالكيت


• حقوقتجارت


دكتري
• حقوق تجارت بين المللي


• حقوق تجارت تطبيقي




 دکتر سید محمد هاشمی




دكتر سيد محمد هاشمي
تاريخ و محل تولد: ۱۳۲۰ قم
تحصيلات:
۱ ـ ليسانس حقوق از دانشكده حقوق دانشگاه تهران ۱۳۴۷
۲ ـ فوق ليسانس حقوق عمومي از انستيتو بين‌المللي مديريت عمومي فرانسه (پاريس) ۱۹۷۲
۳ ـ دكتراي حقوق از دانشگاه پاريس يك (پانتئون ـ سوربن) فرانسه ۱۹۷۵
شغل فعلي: استاد پايه ۲۴ و مدير گروه حقوق عمومي دانشكدة حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
اشتغال بين المللي: عضو گروه كار بازداشتهاي خودسرانة كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد
اشتغال حقوقي: وكيل پايه یک دادگستري
فعاليت اجتماعي: عضو شوراي عالي كميسيون حقوق بشر اسلامي (نهاد ملي)

كارهاي علمي:
الف ـ كتابها:
۱ ـ حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران (جلد اول: اصول و مباني كلي نظام)
۲ ـ حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران (جلد دوم: حاكميت و نهادهاي سياسي)
۳ ـ حقوق بشر و آزاديهاي عمومي ( آمادة چاپ)
۴ ـ حقوق اساسي و نهادهاي سياسي (مفاهيم كلي) (آمادة چاپ)
۵ ـ حقوق اساسي تطبيقي ( دستنويس)
۶ ـ نگرش بر قانون كار جمهوري اسلامي ايران (حقوق كار)
مقالات:
۱ ـ نظام حقوقي منع جمع مشاغل عمومي در حقوق ايران
۲ ـ بررسي تطبيقي و موضوعي بازنگري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
۳ ـ تحليل حقوقي جرايم سياسي و مطبوعاتي
۴ ـ حقوق زنان در نظامهاي داخلي و بين المللي
۵ ـ ضرورت بازنگري آيين نامة داخلي مجلس شوراي اسلامي
۶ ـ تهذيب قوانين و روشهايي كه در اين خصوص بايد بكار گرفته شود.
۷ ـ نگرش بر حقوق مطبوعاتي و طرح اصلاحي قانون مطبوعات
۸ ـ حقوق اجتماعي و سياسي زنان در چهار عرصه
۹- La Republique islamique au regard de sa constiution
۱۰ ـ‌ جامعة مدني و نظام سياسي
۱۱ ـ جستجوي اصل جهاني حقوق بشر در اندرون فرهنگ و تمدن كشورها
۱۲ ـ امنيت شهروندان در نظام اسلامي و حقوق بين المللي و حقوق داخلي.
۱۳ ـ بازرسي و نقد رابطة منطقي حاكميت قانون و دموكراسي در نظام جمهوري اسلامي ايران
۱۴ ـ نگرشي كوتاه بر حمايتها و تضمينات حقوق بشر در حقوق داخلي و نظام بين‌المللي

منبع : سايت حقوقدان




 دکتر ابراهیم پاد


دکتر ابراهیم پاد، فرزند مرحوم دکتر مهدی (حافظ الصحه سابق تبریز)، در سال 1290 (ش) در تبریز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس رشیدیه و فردوسی تبریز به پایان رساند.دوره لیسانس حقوق را در مدرسه عالی حقوق تهران گذراند. در سال 1312 (ش) رتبه اول آزمون اعزام دانشجو به اروپا را به دست آورد و در دانشکده حقوق دانشگاه پاریس مشغول به تحصیل شد وبا ارائه پایان نامه ای تحت عنوان "معاملات فضولی در حقوق تطبیقی" دکترای حقوق گرفت. در همین سال، دوره مدرسه عالی علوم سیاسی و اقتصادی و همچنین موسسه جرم شناسی پاریس را به پایان رساند و پس از طی دوره کار آموزی در پارکه (دادسرا) پاریس، به ایران بازگشت.
مناصب و پستهایی قضایی دکتر پاد در دادگستری عبارت بودند از: عضو علی البدل محکمه بدایت تهران، دادیار و بازپرس و معاون دادستانی، رئیس شعبه دادگاه شهرستان تهران، مستشار استیناف و دیوان کیفر، رئیس شعبه استیناف مرکز، دادستان استان 1و2 مرکز، مدرس دانشکده پلیس و کلاس قضایی دادگستری (از سال 1318 ش). در واقع او از پایه گذاران دانشکده پلیس بود.
در سال 1330 (ش)، از خدمت قضایی دادگستری کناره گیری کرد و به هئیت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پیوست و از اسفند ماه همین سال به تدریس حقوق جزای اختصاصی، حقوق جزای تطبیقی و حقوق جزای بین الملل در تمام مقاطع دانشکده پرداخت. از سال 1337 (ش) استادی کرسی حقوق جزای اختصاصی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به او واگذار شد. در سال 1338 (ش)، به ریاست موسسه جرم شناسی دانشگاه تهران منصوب شد.
اهم آثار تالیفی و تحقیقی دکتر پاد عبارتند از:
1- حقوق جزای اختصاص
2- حقوق بین الملل نظامی
3- ترجمه حقوق بین الملل خصوصی (اثر نیبویه)
4- مجموعه تقریرات دروس تدریسی دوره دکترای حقوق جزا
5- سلسله مقالات علمی و حقوقی چاپ شده در نشریه حقوق دانشکده حقوق و دیگر نشریات حقوقی کشور.



شيخ محمد عبده (بروجردي‌)


تولد : ۱۲۵۸ هـ ش / وفات: ۱۳۴۶ هـ ش
شيخ محمد تقي عبده (بروجردي‌)، چهره‌اي شاخص و يكي از حقوقدانان كاردان و مبتكر دادگستري‌نوين بود. قاطعيت‌، درايت و نوآوريهاي او در امور قضايي مشهور خاص و عام است‌. او نزديك به سي‌سال رياست محكمة عالي انتظامي قضات را بر عهده داشت و به بياني ديگر قاضي القضات دادگستري‌بود.
شيخ محمدتقي عبده‌، فرزند شيخ ملاحسين بروجردي‌، در سال ۱۳۰۰ (هـ ق) برابر با ۱۲۵۸ (ش‌) دربروجرد به دنيا آمد. جدش ملامحمد تقي گلپايگاني بود. شيخ محمد، پدرش را در دوران كودكي ازدست داد. او از طفوليت به كسب علم و فراگيري فقه و معقول و منقول پرداخت‌. در سن شانزده سالگي‌،پياده راهي تهران شد و تحت حمايت آقا سيد ريحان الله كه از مجتهدين بنام عصر خود بود، قرار گرفت وبه تحصيل خود ادامه داد واز محضر آيت الله ميرزا حسن آشتياني‌، آيت الله لاهيجي‌، ميرزاهاشم حكيم وشيخ حسين ناظر زاده استفاده برد و در اصول فقه‌، ادبيات عرب‌، حكمت و منطق تبحر يافت‌.

در سن‌بيست و يك سالگي از محضر آيت الله العظمي ميرزا حسن آشتياني به درجة اجتهاد نايل شد. در اين‌زمان‌، به معلمي روي آورد و به توصية استادش در مدرسة دانش كه بعدها به مدرسة ثروت تغيير نام دادو مديريت آن با ميرزااحمدخان حنانه بود، مشغول به تدريس شد. پس از چندي مدرسة آلماني «ايران وآلمان‌» در تهران گشايش يافت و شيخ عبده با معرفي ميرزا عبدالعظيم خان قريب به اين مدرسه رفت وبه تدريس زبان و ادبيات عرب پرداخت‌. در اين مدت‌، دو كتاب در زمينة صرف و نحو عربي نوشت وزبان آلماني را در همان مدرسه فرا گرفت و زبان فرانسوي را نيز با شركت در دوره‌هاي شبانة مدرسة‌آليانس آموخت‌.
خوي و خصلت بارز شيخ عبده‌، جديت او در كارهايش بود. دهخدا در اين باره مي‌گويد: «شيخ‌محمد عبده بروجردي علاوه بر صلاحيت علمي‌، داراي فضائل معنوي فراواني است و براي او احترام‌زيادي قائل هستم‌.»
شيخ عبده در عمل به واجبات و اجتناب از منهيات بسيار دقيق بود و نمازش را حتماً سر وقت ادامي‌كرد.
در سال ۱۳۳۱ (هـ ق) از مدرسة آلماني كناره گرفت و به دستور ميرزا احمدخان اشتري كه معاونت‌وزارت عدليه را برعهده داشت‌، به عنوان عضو محكمة استيناف تهران‌، آغاز به كار كرد. پس از چند سال‌مدعي العموم استيناف شد و در اين سمت تا زمان انحلال عدليه و تشكيل دادگستري نوين‌، باقي ماند.پس از تشكيل دادگستري نوين به مستشاري ديوان تميز وكمي بعد به عضويت محكمة انتظامي قضات‌منصوب شود.
علي‌اكبر خان داور (باني دادگستري نوين‌) كه به شخصيتي با خصوصيات شيخ عبده جهت تصدي‌رياست دادگاه انتظامي قضات نياز داشت‌، او را مناسبترين فرد براي اين امر خطير تشخيص داد وشيخ‌عبده عهده‌دار رياست دادگاه انتظامي قضات دادگستري شد و تا زمان بازنشستگي‌، حدود سي‌سال دراين پست به انجام وظيفه پرداخت‌.
در مدت رياست او در دادگاه انتظامي قضات‌، هيچ كس نديد و نشنيد كه به سفارش اين و آن و ياملاحظة فلان مقام و بهمان موقعيت‌، بيگناهي رامحكوم و گناهكاري را تبرئه كند. اصولاً چون همه باروحيات و خصوصيات او آشنا بودند، چنين توقعاتي از او نداشتند. شيخ محمد عبده همواره مي‌گفت‌:«هر قاضي داراي دو پرونده است يكي پرونده‌اي كه در وزارتخانه دارد و يكي هم در سينة من است‌.»هرگاه به پروندة قاضي خوشنامي رسيدگي مي‌كرد، اگر به نظري مخالف بر مي‌خورد مي‌گفت‌: «هر چندقضيه اين است نه آن كه ايشان مرقوم داشته‌اند، ولي چون نظر قاضي نيز طرفداراني دارد، نظر ايشان‌تخلف نبوده و محمول به نظر قضايي است‌.»
شيخ عبده‌، در كنار فعاليتهاي قضايي‌، به تدريس در مدرسة عالي حقوق و سپس دانشكدة حقوق تهران مي‌پرداخت‌. ابتدا دروس فقه و اصول و سپس حقوق مدني و اصول محاكمات مدني را تدريس‌مي‌كرد. پس از دانشكدة حقوق ، بيشتر در كلاسهاي قضايي دادگستري و حوزه‌هاي علمية تهران مانندحوزة علمية صدر و همچنين مدرسة عالي سپهسالار به تدريس مي‌پرداخت‌. در دوران بازنشستگي نيز تاپايان عمر مدرس دانشكدة الهيات دانشگاه تهران بود و عموماً دروس اصول فقه و معارف اسلامي راارائه مي‌داد. يكي از شاگردان او، استاد محمود شهابي بود كه بعدها دانشيار شيخ عبده شد و پس ازكناره‌گيري شيخ عبده و به توصية او، استادي درس‌هاي تدريس وي را برعهده گرفت‌.
شيخ عبده در دهة ۱۳۱۰ (ش‌) پايان نامة دكتراي خود تحت عنوان «انحلال عقد واحد به عقودمتعدد» را ارائه داد. نظرات او در امور قضايي‌، همواره جزو نمونه‌هاي ابتكاري و جالب توجه قضايي وحكميت و استدلالهاي حقوقي به شمار مي‌آمد و مرجعي تمام عيار در علوم حقوقي و اصول محاكمات‌شناخته شده بود. آثار تأليفي باقي مانده از او عبارتند از:
۱ ـ حقوق مدني
۲ ـ شرح قانون مدني
۳ ـ كليات‌حقوق اسلامي
۴ ـ اصول و روية قضايي مستخرجه از آراي ديوان عالي تميز
۵ ـ صرف و نحو عربي‌.
شيخ محمد عبده (بروجردي‌) در سحرگاه پانزدهم تيرماه ۱۳۴۶ (ش‌)، پس از اداي نماز صبح چشم‌از جهان فرو بست و بر جنازه او مرجع عالي قدر آيت الله العظمي مرعشي نجفي‌، نماز ميت خواند.پيكرش در جوار مرقد حضرت معصومه (س‌) در شهر قم به خاك سپرده شده است‌.

× برگرفته از كتاب چهره‌ها در تاريخچة نظام آموزش عالي حقوق و عدليه نوين‌، تدوين عباس‌مباركيان‌






دکتر ابراهیم بیگ زاده

 

نام: ابراهیم
نام خانوادگی : بیگ زاده
متولد: ۲۰ شهریور ۱۳۳۴ برابر ۱۱ سپتامبر ۱۹۵۵
محل تولد: قزوین ـ ایران
شغل: دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

سوابق تحصیلی:
۱ – دیپلم متوسطه در رشته ریاضی
۲ – لیسانس حقوق از دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی فعلی)
۳ – فوق لیسانس حقوق هوایی و دریایی از دانشگاه نانت فرانسه
۴ – دکترای حقوق بین الملل (رساله در مورد حقوق بین الملل دریا) از دانشگاه نانت فرانسه
۵- دیپلم مطالعات آواشناسی و زبان شناسی از دانشگاه گرونوبل فرانسه
۶- گواهی آکادمی حقوق بین الملل لاهه
۷- گواهی مدرسه عالی زبان کلچستر – انگلستان

سوابق آموزشی
۱ – حقوق بین الملل عمومی
۲ – حقوق سازمانهای بین المللی
۳ – حقوق بین‎الملل دریا
۴ – حقوق بین‎الملل توسعه
۵ – حقوق بین‎الملل کیفری
۶ – حقوق سازمانهای غیردولتی

فعالیتها
۱ – معاون پژوهشی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی از ۱۳۷۰ (۱۹۹۱ ) تا سال ۱۳۸۲
۲ – مدیر تحصیلات تکمیلی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی از ۱۳۷۶ (۱۹۹۷ میلادی) تا سال ۱۳۸۲
۳ – عضو شورای پژوهشی دانشگاه شهیدبهشتی
۴ – معاون انجمن ایرانی حقوق بین‎الملل
۵ – عضو فعال انجمن فرانسوی حقوق بین‎الملل
۶ – عضو سازمان بین‎المللی کارشناسان (اردینکسORDINEX)
۷ – عضو انجمن بین‎المللی حقوق جزا
۸ ـ عضو انجمن ایرانی حقوق تطبیقی
۹ – عضو انجمن ایرانی داوری
۱۰ – عضو انجمن ایرانی حقوق جزا
۱۱ – عضو انجمن ایرانی جرمشناسی
۱۲ – عضو مؤسس انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد
۱۳ – عضو کمیته برنامه‎ریزی حقوق در وزارت علوم ـ تحقیقات و فناوری
۱۴ – عضو هیأت تحریریه تعدادی از مجلات حقوقی معتبر ایرانی
۱۵ – مشاور حقوقی مرکز تحقیقات استراتژیک
۱۶ – مشاور حقوقی مجلس شورای اسلامی
۱۷ – مدیر مسئول انتشارات داد آفرین
۱۸ – مشاور حقوقی وزارت امور خارجه

آثار
الف: کتابها
۱ – حقوق سازمانهای بین‎المللی (زیر چاپ)
۲ – حقوق بین الملل عمومی (در دست تهیه)

ب ـ مقالات
۱ – فارسی
۳۰ مقاله چاپ شده به زبان فارسی (اعم از تألیف و ترجمه) در مجله های معتبر حقوقی ایران
۲ ـ خارجی
۷ مقاله به زبان فرانسوی چاپ شده در مجلات و سالنامه های معتبر حقوقی فرانسه

ج ـ راهنمایی رساله های تحصیلات تکمیلی
استاد راهنمای بیش از ۵۰ رساله فوق لیسانس در موضوعهای مختلف حقوق بین الملل

طرحهای تحقیقاتی
۱ – عضو گروه تحقیقاتی دانشگاه سوربن فرانسه در مورد «اصول راهبردی بین‎المللی در قلمرو حقوق جزا»
۲ – عضو گروه تحقیقاتی دانشگاه سوربن فرانسه در مورد منطقه گرایی در حقوق جزا
۳ – عضو گروه تحقیقاتی دانشگاه سوربن فرانسه در مورد «جنایات بین‎المللی و صلاحیت جهانی»
۴ – عضو گروه تحقیقاتی دانشگاه سوربن فرانسه در مورد جنایات سازمان یافته فراملی
۵ – اجرای طرح تحقیقاتی در مورد «جنایات بین‎المللی و طرق پیشگیری و سرکوب آن در حقوق داخلی و بین‎المللی» در موسسه حقوق بین‎الملل و عمومی ماکس پلانک، هایدلبرگ – آلمان
۶ – اجرای طرح تحقیقاتی «نظام حقوقی بحر خزر» در موسسه حقوق بین الملل و عمومی ماکس پلانک - هایدلبرگ – آلمان

شرکت در مجامع و کنفرانسهای بین‎المللی
۱ – شرکت در کنفرانس فائو در مقر فائو در رم در مدیریت صید منابع بیولوژیکی (۱۹۹۱)
۲ – عضو هیأت نمایندگی ایران در کنفرانس رم برای تشکیل دیوان کیفری بین‎المللی (۱۹۹۸)
۳ – عضو و رئیس هیأت نمایندگی ایران در کنفرانس یونسکو در مورد میراث فرهنگی زیرآب، پاریس (۲۰۰۱)
۴ ـ شرکت در کنفرانس بین‎المللی مسکو در مورد نظام حقوقی بحر خزر، مسکو (۲۰۰۲)


مشاوره علمی
در زمینه های زیر می‎توان مشاوره علمی ارائه گردد.
۱ – حقوق بین‎الملل عمومی
۲ – حقوق سازمانهای بین‎المللی
۳ – حقوق بین الملل کیفری
۴ – حقوق سازمانهای غیر دولتی
۵ – حقوق بین‎الملل دریا
۶ – حقوق بین‎الملل هوا و فضا
وکالت: در زمینه های کیفری و حقوقی (بخصوص قراردادها اعم از داخلی و بین‎المللی)





 دکتر  نسرين مهرا

استادیار

گروه حقوق جزا و جرمشناسي, دانشكده حقوق

 مدرس تمام وقت دانشگاه شهید بهشتی از سال 1367

مدرس پاره وقت دانشگاه آزاد اسلامی

مدرس مدعو دانشگاه تربیت مدرس

. استاد نمونه سال 1385 گروه جقوق و جزا و جرمشناسي دانشگاه آزاد علوم تحقيقات- سال 1385

رييس انجمن ايراني حقوق جزا- از سال 1383 تاکنون

نايب رييس انجمن ايراني جرمشناسي- از سال 1382 تا 1385

. عضو هیات مدیره انجمن بین¬المللی حقوق جزا

عضو شوراي تخصصي گروه جزا دانشگاه تربيت مدرس- ار سال 1384 تاکنون

عضو شوراي عالي طرح نهاد ملي حقوق کودک- از سال 1382 تاکنون

عضو هيات علمي پاره وقت دانشگاه آزاد اسلامي- واحد علوم و تحقيقات- از سال 1380 تاکنون

. عضو کميته علمي انجمن بين المللي حقوق جزا- از سال 2005 ميلادي تاکنون

عضو هيات انتخاب کننده جايزه سالانه سيراکيوز (جايزه سالانه انجمن بين المللي حقوق جزا به عضو برگزيده علمي انجمن)- از سال 2008 ميلادي

 

سوابق کاری

استاديار دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي- از سال 1370 تاکنون

. مسوول دوره دکتري گروه حقوق جزا و جرمشناسي دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي- از سال 1384 تاکنون

معاونت مدير گروه حقوق جزا و جرمشناسي- از سال 1387

سوابق تحصیلی

 1. لیسانس از دانشگاه ولورهمتون انگلستان

2. فوق لیسانس از دانشگاه لندن

3. دکتری از دانشگاه لندن

 

علایق پژوهشی

1. بزهکاری اطفال

2. آیین دادرسی کیفری

3. فلسفه مجازات

 

مقالات علمی و کتب منتشر شده

•             مقالات:

 

- نظام عدالت كيفري در انگلستان و ويلز- مجله تحقيقات حقوقي - پائيز 1375

- در آمدي بر جرم زدائي ، كيفري زدايي و قضا زدايي -مجله تحقيقات حقوقي - پائيز 1376

- بزه ديده شناسي - مجله تحقيقات حقوقي - زمستان 1377

- حق كودك بر خطاكاري - مجله تخصصي دانشگاه علوم رضوي - پائيز 1383

- چگونگي درمان و بازپروري مجرمين معتاد در حقوق انگلستان- مجموعه همايش بين المللي علمي - كاربردي

جنبه هاي مختلف سياست جنايي در قبال مواد مخدر- ارديبهشت 1379

- عدالت كيفري اطفال از منظر حقوق بين الملل- مجله تحقيقات حقوقي - پائيز و زمستان 1382

- ترميمي شدن عدالت كيفري صغار در حقوق انگلستان و ويلز- مجموعه مقالات علوم جنايي در بزرگداشت دكتر آشوري - پائيز 1383

- حمايتهاي حقوقي - كيفري از اطفال در برابر بزهكاري در حقوق ايران- مجله تحقيقات حقوقي (بزرگداشت دكتر شهيدي) پائيز و زمستان 1384

- مقاله The criminal justice system facing the challenge of organized crim

چاپ در نشريه International review of penal law

•             جزوات درسي:

- حقوق كيفري در نظام كامن لا ( دكتري)

- بزهكاري اطفال 1 ( كارشناسي)

- برهكاري اطفال 2 ( دكتري)

 

زمینه تخصصی

 

1.  حقوق کامن لا

2.  حقوق کیفری اطفال و نوجوانان

3.  نظام مجازات ها

 

 

زمينه هاي پژوهشي و آموزشي

 -همايشها

برگزاري همايش بين المللي زن و حقوق كيفري؛ گذشته ، حال و آينده - آذرماه 1383   

 

- چاپ مجموعه مقالات همايش زن و حقوق كيفري؛ گذشته ، حال و آينده

 

- برگزاري كارگاههاي آموزشي:

-        بزهكاري زنان

-        بزه ديدگي زنان

-        مشاركت زنان در فرآيند كيفري

-        مشاركت نهادهاي مدني فعال در حوزه زنان در فرآيند كيفري ، قانونگذاري، دادرسي و مجازات

مقالات

- The criminal justice system facing the challenge of organized crime- International Review of Penal Law- 1996

کتاب

نظام حقوقي انگلستان- تهران- نشر ميزان- 1387

 

سخنراني

 

 - حمايت از كودكان در معرض خطر- يونيسف- مهرماه 1382

 - مفهوم واكنشهاي جايگزين و امكان اعمال آنها در مورد جوانان در حقوق ايران - يونسيف - تيرماه ماه 1383

 - حمايت كيفري از اطفال بزهكار در برابر جرم - يونيسف- تيرماه 1384

 - اطفال بزهكار در حقوق كيفري ايران - دانشگاه آزاد بندر عباس- بهمن ماه 1382

 - درآمدي به زن و حقوق كيفري - همايش بين المللي زن و حقوق كيفري؛ گذشته ، حال و آينده - آذر ماه 1383

 

دروس ارائه شده

1. متون تخصصی

2. بزهکاری اطفال

3. نظام کیفری کامن لا






 

عبدالهادی وحید فردوسی

استادیار

گروه حقوق خصوصي, دانشكده حقوق

 

- استاد مدعو دانشگاه پاريس

- استاد مدعو مرکز علوم انساني پاريس (MSH)

               

سوابق تحصیلی

دكتري حقوق خصوصي - تئوري فلسفه حقوق از فرانسه

                               

کتابها و جزوات

  - مفهوم شخص انساني (human person hood)

 - زايمان با هويت مجهول در فرانسه از ديدگاه حقو ق بشر

 - حقوق به عنوان ربان گفتگوي تمدنها

 - جزوات درسي( مدني 2 - حقوق علم حقوق- حقوق مالکيت فکري- فلسفه حقوق(

                

 

  دکتر عبدالهادی وحید فردوسی 

استادیار 

گروه حقوق خصوصي, دانشكده حقوق 

 

- استاد مدعو دانشگاه پاريس 

- استاد مدعو مرکز علوم انساني پاريس     (MSH)

               

سوابق تحصیلی 

دكتري حقوق خصوصي - تئوري فلسفه حقوق از فرانسه 

                               

کتابها و جزوات 

  - مفهوم شخص انساني     (human person hood)

 - زايمان با هويت مجهول در فرانسه از ديدگاه حقو ق بشر 

 - حقوق به عنوان ربان گفتگوي تمدنها 

 - جزوات درسي( مدني 2 - حقوق علم حقوق- حقوق مالکيت فکري- فلسفه حقوق    (

               
 
 
کلیه حقوق این سامانه متعلق به موسسه حقوقی بین المللی داد روش پارس می باشد.

طراحی و پیاده سازی , شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات آفتاب